مقام فصاحت كلمات وبلاغت آيات قرآنيه وصحّت أسلوب وسبك كتاب منزل بر نبىّ صلّى اللّه عليه وآله تهامي نه به درجهء وحدّى است كه أفكار بشريه وقواى محدودهء خلقية بتواند در مقابل آن اظهار توانائى وقدرت نمايد .
وامر ديگر ، در ظاهر كردن اعجاز قرآن مجيد اين است :
شكّى نيست در اين كه شيوه وعادت جملهء مصنّفين ومؤلّفين كتابهاى موضوعه به لسان عربى ، بلكه رسم بعضي از عجم هم اين است كه نهايت كوشش وسعى خود را در اين صرف مىنمايند تا در ديباچهء كتاب خود ، عبارات شامخه وكلمات فصيحه وأقوال بليغه ومضامين بديعهء بكر ذكر نمايند وكمال مواظبت را دارند كه از هر جهت ، در نهايت حسن لفظي ومعنوي باشد وآنچه بتوانند اختراعا واقتراحا در ديباچهها به كار مىبرند ودور نيست كه نهايت حدّ هر يك از آنها تلفيق كلمات فصيحه وعبارات بليغه همان باشد كه در ديباچه ذكر نمودهاند وبا اين همه سعىها وفكرتها ، كجاست نسبت كلمات آنها با آيات قرآنيه واز همين جهت ، چنان چه يك آية از آيات كريمه را در ضمن عبائر خود بگنجانند ، مشاهده مىشود كه چگونه ممتاز ودرخشان بين آن عبارات است وهم چنين است حال كتابهايى كه أصل وضع آنها به لحاظ ذكر عبارات مسجّعه وكلمات مرتّبهء بديعه هست ، چون مقامات حريرى وغير آن وپس از اين كه شخص خبير ملاحظهء نوع اين كتب وعبارات مذكوره نمايد وتأمل كند كه اين مقدار از دانايان واديبان با نهايت سعى واهتمام نتوانستند يك سطر عبارتى ترتيب بدهند كه برابرى با يك سورهء مختصرى از سورههاى قرآني نمايد ، بلكه هر قدر كلماتشان فصيحه وبديعه باشد وأقوال بليغه ذكر كرده باشند ، چنان چه تطبيق با آية از آيات قرآنيه نمايد ، به وجدان خود حاكم است كه آن آيهء كريمه يك سبك وروش وكيفيت واثر خاصّى دارد كه انحصار به همان آيات قرآنيه دارد به قسمي كلماتش متناسب است كه اگر به جاى يكى از آنها كلمهء ديگر گذاشته شود ، خصوصيت كلمهء أصل را ندارد ؛ چنان چه جماعت كفار عرب هم انكار آن كيفيت واثر را نمىتوانستند ، نهايت مىگفتند : اين حلاوت آيات در نفوس تأثير سحرى است :
إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ
« 1 » وبا ملاحظه به نظر دقت وتأمّل از روى انصاف خواهد يافت كه اين قرآن مجيد خارج از كلام بشرى است وآوردن مثل آن در عهده وقدرت خلقية نيست .
هامش
( 1 ) . مدّثر ( 74 ) آيهء 24 .