كثيرى از آنها خواهد بود وبرقرار داشتن يك هادي كامل الهى فائدهاش اين است كه احكام موضوعه از ميزان عدل حقيقي را به راستى وصحت اعلام به عموم نمايد تا مردمان بتوانند به طورى كه صلاح وسزاوار زندگانى ورفتار نمايند .
وصل : بعد از ثبوت لزوم بعث هادي مكمّل در حكمت بالغه إلهية به وجدان عقل مستقيم وتأمّل در فوائد مترتبهء بر آن ، بديهي است كه آن حكم عقلي وترتب فوائد مذكوره اختصاص به زمان خاصّ وعصر معينى ندارد ؛ بلكه برقرار داشتن هادي كامل در هر عصر وزماني از حكمت كامله لازم وواجب است . بلى ، چنان چه مقتضيات اعصارى متشابه باشند ، فقط در أصل تأسيس قوانين كلّيّهء نوعيّهء آن اعصار ممكن است كه در حكمت إلهية به يك نفر مؤسّس وهادي كامل اصلى اكتفا شود ، لكن به جهت قيام به تكميل استعدادات مختلفه وهدايت به مقتضيات ومناسبات شخصية در ازمنهء متعددة ، به طور حتم ولزوم بايد در هر عصري يك نفر يا اشخاص متعددة مبعوث از ناحيهء حكمت بالغهء إلهية باشد كه اگر چه در مقام أصل تأسيس احكام كليه برنيايد ، لكن از عهدهء بيان وشرح احكام وقوانين مؤسسه ، چنان چه سزاوار است ودادن دستوراتى كه نسبت به اشخاص نوع وخصوصيات جزئيه بايد مقرر شود ، برآمده وبه حكم هر حادثه مشكلى به تعليم الهى ، شخصا هدايت نمايد ؛ چنان چه تمييز هر مرض مخصوص ودستوري كه بايد در أوقات خاصه بر حسب اختلاف أحوال وعوارض مريض معين ومرضش ومشاهدهء آنها داده شود ، محتاج به معاينهء طبيب حاذقى است وتنها قواعد مجملهء مدوّنه طبيّه در اين مقام كفايت نمىكند ، بلكه اكتفاء به اعمال آن قواعد بدون مراجعه به طبيب حاذق معاين در موارد عديده وخصوصا در امراض مهمّه موجب هلاكت خواهد بود .
وصل : پس از تفطن عقل به بيانات موقومهء در أصل لزوم بعث هادي مكمّل واين كه خالق حكيم غنىّ بالذات ، نسبتش با آثار وافعال خود جز نسبت أفاضت ورحمت وتفضل نيست كه هر مخلوقى را به أحسن وجه ونظام خلق نموده وكمالات در خور آن را به عدل وحكمت شامله ، چنان چه صلاح وسزاوار است ، عنايت فرموده ، به بداهت قاطع وحاكم است كه محال است خداوند حكيم شخصي را اختصاص دهد به عليا مرتبه از علم وكياست وفراست وبيّنات ومعجزاتى خارج از مجراى عادت وطاقت وأسباب وأفكار خلقية به درجه وحدّى كه عقل مستقيم حاكم باشد به امتناع وجدان وصدور اين أمور جز به عنايت كامله وتوجه خاص
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 58
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص٥٨