تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
كامل الادراك وناقص در قوت سلوك به عدل شامل الهى مساوى باشند . دوم ، آن كه كسى كه اطمينان نداشته باشد كه آيا مبدأ ومعاد وتكليف وجزائي دارد يا ندارد واز جهت شنيدن مذاكرات ديانتى از مردمان واطلاع بر دعوت دعات واگر چه به نحو اجمال باشد ، شاكّ در اين امر شود ؛ با وجود قوّهء واهمه در افراد انساني كه بعضي أمور بىواقعيت را جلوه مىدهد واز بعضي ديگر مىترساند ، همچو شخصي مادامىكه تحصيل يقين به طرفي ننموده ، در يك حيرت بزرگ وهمّ وغمّ دائمي است وچنان چه انسان عاقبت‌بينى باشد ، در هر زماني كه متذكر ديانت شود ، ابدا راحت خيالي نخواهد داشت وقرار دادن يك نفر هادي كامل مكمّل موجب رفع اين حيرت وآسودگى از اين عذاب دائم خيالي است ومانع ورادع مىشود از زحمات كثيره وضايع كردن أوقات شريفه در تبعيت از اراجيف ومردمان مزوّر مدلّس گمراه‌كننده كه به اغراض فاسدهء شخصية ، جماعت زيادى از خلق را به طرق باطله وخيالات واهية دعوت نموده ، مال وعمر گرانمايه واعراض ونفوس آن‌ها را در امورات بىاصل وبىثمر تلف مىنمايند وباعث سلوك مردمان است به راه هدايت وتوجه در شدائد وگرفتارىها به خداوند عزيز كه قادر است بر دفع ورفع بلايا ونجات دهنده است از مهالك شديده وحافظ است از وقوع در خطرهاى عظيمه را . سيم ، آن كه با وجود دو قوّهء شهوت وغضب در افراد انسان كه هر فردى جالب منافع ودافى منافى ومزاحم خود در جلب فوائد شخصية است واگر چه موجب هر قسم از اضرار به غير خود شود ودر مواقع عديده به اعمال وافعال شنيعه اقدام مىنمايد ؛ تا يك رادع ملازم وجلوگير باطني ، يعنى اطمينان به اجر وپاداشى براي مواسات ورفتار به طريقهء عفت وعدالت وعقيدهء به عقاب وجزائي بر اعمال شنيعه وظلم وتعديات در نفوس واعراض وأموال نباشد كه باعث اقدام در مساعدت با ضعفاء ومظلومان واحسان وترحّم بر زيردستان واحتراز از خيانت‌ها وتعدّيات سريّه وموجب حصول اطمينان ووثوق در عهود وأمور عظيمهء مهمه بشود ، نظام زندگانى بر وجه صحت نباشد واختلال در كثيرى از امورات فرآهم آيد كه به زحمات بسيار دفع ورفع آن ميسر نشود وچون در هر انساني اين دو قوه جالب ودافع هست ، گماشتن مواظبهاى زياد خارجي همچنان كه سزاوار است ، جلوگيرى از اين مفاسد ننمايد وبپا داشتن يك هادي كامل أسباب حصول آن عقيدة وآن رادع ملازم است كه باعث مىشود