تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
مبدئيت مطلقه ندارند ؛ چه از جملهء ادلّهء عقليّه كه بر وجود آن‌ها اقامه نموده‌اند ، لزوم بودن صادرهاى عاليه اوّليه از ذات مقدس حق متعالي است در مراتب اعلاى از ممكنات واشرف معلولات واحقّ آن‌ها به بساطتى كه متمشّى در ممكنات است ، تا در ابتداء ايجاد موجودات لطيفه صادر شده باشند وپس از آن‌ها مركبات به وجود رسيده باشند ومقرّب اين مطلب به أذهان عامّه تأمل در صور معقولهء كلّيّهء متصوّرهء انساني است ؛ چون معناى انسان مطلق از مكان ومادّه وغيره كه بالذات مقدّم است بر صور خياليه ، چون صورت ذهنية انسان معينى كه آن هم باز تقدّم دارد بر نقش همان صورت يا تكلم يا نوشتن اسم موضوع براي آن صورت در خارج از متصور . وبالجملة ، ادلّهء مذكوره بر وجود جواهر بسيطه در صورت تماميت آن‌ها ، فقط دلالت بر موجودات شريفه ممكنه معلوله دارد ، با اين كه پس از قيام برهان متقن بر توحيد ووحدت مبدأ ، معلوليت آنچه غير از حقيقت أزلية نورية است ، در غايت وضوح است . وصل : چون دانسته شد كه آنچه مستقل وغنىّ بالذات است ، ذات مقدس حق تعالى است وغير از آن ذات مستقلّه هر چه هستى دارد ، هستى آن ظلّى واثرى وفعلى است واز خود هيچ ندارد ؛ بلكه هر چه دارد به داد حق متعال است ، پس چنان چه ثابت شود كه اوّل مخلوقات يك مخلوق نوري شديد القوّه بود وباقي مخلوقات به تبع آن مخلوق اوّل موجود شده‌اند واز مجراى آن مخلوق نوري اوّل فيض هستى يافته‌اند ، چون دقّت نظر شود ، ظاهر است كه آن مخلوق اوّل با مخلوقاتى كه توابع آن باشند ، همگى به قدرت تامّه ومشيّت كامله ذات مقدس حق تعالى پديد شده‌اند وحق متعال آن وجود قوى شديد مخلوق اوّل را با هر چيز كه از توابع وتوابع توابع آن باشد ، به رحمت واسعه وافاضهء شاملهء خود انشاء فرموده . بلى ، مسلّم است كه بر فرض صحّت اين ملازمه ، ميانهء ملزوم ولازم تخلّل جعلى نيست ، بلكه جعل لازم به همان جعل وخلق ملزوم است ؛ لكن چون آثار وجودات ظلّيه كه خود آن‌ها هم منشأ آثار مىباشند ، تابع شدت وضعف وجود متبوع آن‌هاست وشدت وضعف وجود خارج از وجود نيست . پس بر تقدير صحت توسط مذكور ، آن ذات مقدس وجود مخلوق اوّل را به درجه‌اى از شدت وقوت افاضه فرموده كه اين آثار در وجود تابع آن هستند . نهايت امر اين است كه اوّل مرور فيض بر متبوع بوده نه بر تابع ، وبر متبوع به طور بساطت واجمال ورود نموده ودر تابع