تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
فرض نمود كه يك مرتبه عاليه از حيات وعلم وقدرت واراده باشد كه حق تعالى خلو از آن باشد وبراي اين كمالات ذاتية حدّى باشد كه تجاوز از آن نكند ولازمش اين شود كه فوق آن مرتبه بتوان فرض نمود وبه جاى آن مرتبه وفوق آن حدّ مقابل اين كمالات باشد كه اين فرض منافى ومخالف با فرض صرفيت است . پس ذات إلهية وكمالات ذاتية را حدّى نباشد واز اين جهت است كه آثار وافعال ومخلوقاتش تناهى ندارد وافاضه وايجاد به حدّى واقف نمىشود . نهايت امر اين است كه نشآت وجوديه متبدل مىشوند نه اين كه أصل فيض منقطع شود . وصل : از اينجا كه هستى تمامت موجودات ممكنه به اشراقات مشهوده فائضه از حضرت خلّاق يگانه است واز جمله آن‌ها مسموعات ومبصرات است ، پس آن‌ها نيز مثل غير آن‌ها از موجودات مشهوده ذات مقدس هستند وسميع وبصير به آن‌هاست وچنين است حال مدركات ساير حواس . وظاهر است كه احساس بصرى به وجه معلوم در حيوان كه موقوف بر وجود آلت باصره است ، فقط كمال اين مخلوقات مادّى است ونسبت به مجرد از مواد ، كماليت ندارد وامتناعش به جهت آن واضح ومنافى تجرد است واين كه سماع وابصار وغير آن‌ها از ادراكات آليه در حيوان وانسان ، هر يك به آلت مخصوصة است ، موجب انحصار اين ادراكات در هر مرتبه ونسبت به هر مدركى به اين خصوصيت نخواهد بود ؛ بلكه از باب ضعف وجود حيواني وتوقّف افعالش بر آلات واختلاف مواقع ومواضع بدنيه در استعداد آليت ومقتضاى حكمت كاملهء إلهية در اين نحو وجود خاص ، اين ادراكات اختصاص به اين كيفيت يافته‌اند واين آلات ، وسائل ومقدمات ادراك آلى نفس مىباشند ، بلكه انساني هم در حال نوم از قبيل ادراكات بصرى وسمعي دارد ؛ با اين كه به آلت ظاهره باصره وسامعه نيست وچون خداوند عزيز به أتمّ وجوه ، مدرك تمام حقيقت تمام أشياء است وكلّيّهء وجودات مشهود حضرتش هستند ، شهود مسموعات سمع وشهود مبصرات بصر حضرت حق تعالى باشد . پس حقيقت تمامت ادراكات كه از آن جمله حقيقت سمع وبصر است ، براي ذات مقدسش هست ، چه در مقام علم به ذات وقبل از ايجاد وچه در مقام علم به فيض واسع شامل . والبتة اين نكته بر شخص عاقل مخفى نيست كه علم حضرت خالق به مدركات ، موجب