تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
التذاذ يا تنفّر ذات مقدسش نباشد ، به جهت آن كه نسبتش به كلّيّهء وجودات ، فقط نسبت فعّاليت است وانفعال كه از جهت مادة وقوه داشتن است ، در حيات صرفه وفعليت محضه من جميع الجهات راه ندارد . وصل : آنچه از ذات مقدس كبريائى مسلوب هست وآن ذات منزّه از آن‌ها هست ، هر حدّ ونقصيه وماهيّت امكانية است . اما بيان اجمالي : يكى اين است كه دانسته شد ، ذات واجبهء إلهية چون فيّاض وجودات امكانية ومقيم آن‌ها وقائم به ذات خود هست ، حيات خالص ومحض نور معنوي است كه حقيقت وجود أصيل صرف است وصرف نور وحيات واجد هر مرتبه از هستى ونوريت است . پس حدّى براي نوريتش نيست تا چون وجودات معلوله باشد كه از درجات خاصه غير منفكة به حسب مراتب نورية وانحاء آن تجاوز نمىنمايد وآثار آن‌ها محدود به حدّ معين است وبه قدر ضعف وجود ملازم با نقيصه‌ها هستند . پس تمام وجدانات ظلّيه كمالية كه در معلولات است ، به نحو اصالت ووحدت وبساطت براي ذات مقدس هست واز حدود آن‌ها منزه است . وديگر اين كه ، هر ماهيت وحدّى چون ماهيت ملك ونفس وجسم وعرض در موجوديت وتشخص وتحقق وهذيّت محتاج به افاضهء وجود زائد است ودانسته شد كه حق متعال كه حقيقت هستى وحيات است ، محتاج به حيات زائد بر ذات خود نباشد وغير هر ماهيت وهر حدّى هست . پس از هر حدّى وماهيتى ونقيصهء منزّه ومبرّا است . واما تفصيلي ، پس گوييم : علت موجودات ممكنه ومبدأ وپديدآورندهء عالم ، جسم نيست . دليل : جسم نتواند ايجاد نابودى كند ؛ چه ظاهر است كه تأثير وتاثّر در ميانهء أجسام وجسمانيت با تحقق يك نسبت خاصه از قرب وبعد مكاني باشد واز اين جهت هر آن مؤثّر كه جسم يا جسماني است ، در قابل اثرى كه أقرب به آن است ، زودتر اثر مىكند از متأثّرى كه دورتر از آن است وچون چيزى كه هنوز موجود نشده ، قرب وبعد مكاني با چيزى ندارد ، پس جسم نتواند در چيزى كه معدوم است اثر نمايد وآن را موجود كند . وديگر آن كه ، معناى ايجاد اين است كه از علّت وجود ، معلول افاضه شود ؛ به طورى كه از آن علت چيزى كاسته نشود ؛ چنان چه نفس با ادراك كه برتر از أجسام وأقرب از آن‌ها به عالم أنوار است ، هر چند انشاء صور ذهنية يا كلمات خارجيه نمايد ، چيزى از آن كاسته نشود و
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 52 | ميرزا أحمد الآشتياني