طريق دوم :
مشاهدهء وجودات امكانية ونظام أحسن عالم وعدل شامل الهى كه هر موجودى به چه درجه از صحّت واتقان وچنان چه بايد وشايد ، با أعضاء وآلات وقواى لازمه وكمالات فراخور مرتبه ومقامش وخواص ومنافع كثيره مخلوق گشته ، موجب قطع ويقين هر عاقل است كه اين نظام محكم بزرگ با كمال ارتباط واحتياجى كه بين طبقات موجودات وافراد هر طبقه مىباشد ، ممتنع است بدون علم تامّ وارادهء تامهء محيطهء مطلقهء واجبه ، كه از ميزان حكمت بالغهء كامله ومتعلق به تمام كلّيّات وجزئيّات وترتيب وتدبير آنها باشد ، صادر ومرتّب شده باشد ؛ بلكه همان نظام وجود انساني كه نزديكترين چيزها به اوست ، از خصوصيات ترتيبات أعضاء وآلات وقواى محتاجه به آنها وكيفيت ترقّياتش ، به حسب أسنان مختلفه واحتياجاتش به ساير موجودات در زندگانى وتغذيه ودر حال مرض وخواصّ وآثاري كه در أشياء از ادويه وغيرها مقرر شده ومنحصر به استفادهء حيوانات يا انسان فقط است ، به خوبى شاهد ومبيّن علم تامّ وارادهء تامّهء قديمهء مطلقه خواهد بود .
وصل در قدرت است
در اثبات قدرت تامّهء مطلقهء إلهية ، دليل روشن اين است كه چون ذات مقدس خداوندى عين حقيقت حيات وهستى ونور معنوي هست وپديدكننده ودهنده هر وجود است وكلّيّهء أنوار معلوله ، يعنى هستىهاى مخلوقه از اشراق معنوي آن نور الأنوار حقيقي ، محقّق وثابت وظاهر گرديده ، پس عين قدرت بر هر وجود وموجود است .
وصل : پس از اين كه كلام در صفات حقيقيهء آن ذات مقدس راجع به اين شد كه چون آن حقيقت بسيطه عين حقيقت هستى حقيقي ونور معنوي است ، عين حيات وعلم وقدرت واراده هم هست . پس تمامت اين صفات به حسب خارج ، متّحد با ذات مقدسه وعين آن ذاتند .
وصل : چون ظاهر شد كه ذات مقدس حضرت احديّت صرف نور معنوي وحيات حقيقي خالص هست وصرف هر چيز ، چنان چه در أصل اوّل مذكور شد ، آن است كه هر مرتبه براي آن حقيقت فرض شود ، واجد آن مرتبه باشد واز هر چه غير آن حقيقت است ، معرّى ومنزه باشد .
پس هر درجه ومرتبه كه از حيات وعلم وقدرت وساير كمالات ذاتية باشد ، براي حق تعالى ثابت است واز هر مرتبه از عدم وجهل وعجز وفقد اراده معرّى ومنزّه است . پس نتوان