تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
هر چيز ديگر را كه حقيقت مجرّده انشاء وايجادش نموده ، بديهي است كه چون وجود آن ظلّى معلولي است وخود نبوده وعلت ، آن را داده واز علت آمده بايد هميشه اشراق معنوي وتابش نور آن علت بر آن معلول بتابد وباشد تا معلول باقي ماند ، چه معلول واحد باشد وچه متعدد . پس آن وجود مخصوص به مكان وزمان معين وساير اعراض معينه را آن علت مجرّده بايد باقي دارد ودادن وجود وبقاء وكمالات به طور دوام به يك امر مادّى مكاني موقوف بر علم به آن امر وبه جهت ومكان آن است وچون نسبت علّت مجرده به هر چه از آثار أو ومحاط أو هست ، نسبت واحده مىباشد ، به يك جسم معلول خود كه علم دارد ، به همهء أجسام معلوله عالم است وچنان چه يك معلول محتاج به ابقاء واعطاء كمالات هست ، همه آن أجسام معلوله محتاجند . سؤال : جمعى گويند كه حضرت ايزد متعال ، ايجاد ملائكة مجرّده نموده وبه توسط آن‌ها ايجاد أجسام فرموده ، پس بلاواسطه خود ايجاد آن‌ها نفرموده تا به بيان مذكور عالم به آن‌ها باشد . جواب : أولا ، ان شاء اللّه تعالى به زودى ظاهر شود كه تمامى وكلّيّهء وجودات امكانيّه مجعول حق تعالى هستند ، پس به تمام آن‌ها عالم است وهمگى براي خداوند عزيز حاضرند وثانيا ، بر فرض مرقوم ، گوييم : بديهي است كه چنان چه عقل مجرّدى ، عالم به امرى مادي باشد ، همهء مجرّدات عقلية عالم به آن خواهند بود وحضور آن مادي اختصاص براي مجرد خاصي نخواهد داشت ؛ چه نسبت تمام آن مجردات به هر چه قابل اشاره مكانيه وجهتيه مىباشد ، نزد يك مجرّد عقلي منكشف باشد ، نزد همگى منكشف هست واگر انكشافش نزديكى ممتنع شد ، براي همگى ممتنع است وچون دانستى كه حضور وغيبت مكاني وامتدادى براي مجرد تصور ندارد ونسبت مجرد عقلي در حضور معنوي أشياء به همهء آن‌ها نسبت واحده است ، پس امتناع حضور وانكشاف واقعيت ندارد وباطل است . بلى ، مراتب حضور وانكشاف بر حسب تفاوت احاطهء مدرك مختلف است وچون دانسته شد كه محيط حقيقي أتم به هر موجود معلول ذات مقدس حق تعالى مىباشد كه به تمام حقايق آن‌ها كما هي محيط است وجمله وجودات صرف ربط به آن حقيقت قاهره هستند ، پس انكشافى كه براي حضرت احديّت
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 48 | ميرزا أحمد الآشتياني