خواهد بود ؛ چه اگر آتش شعور به ذات خود داشته باشد ، شعور به حرارت خود خواهد داشت ؛ چه حرارت ظهورى از آن حقيقت نارية است وظاهر به آن ظهور نار است ويقين است كه اگر أصل ومبدأ وحقيقت معلوم ومكشوف باشد ، آثار وظهورات وافعال هم به خوبى وبه وجه أتم معلوم خواهد بود ؛ چه اگر حقيقت ناري براي عاقلى مكشوف شود ، يك درجه از حرارت آن كه نزد آن مكشوف است ، با ساير درجات ديگر هم كه ناشى از آن شود ، مكشوف خواهد بود وچون از علم به آن خصوصيتى كه علّت به آن خصوصيت علّت است علم به معلول حاصل مىشود ، هر مباشر تحريك اجسامى به واسطهء يك قوهء خاصه هر زمان كه علم به مقدار ودرجهء آن قوه بيابد ، علم به مقدار تأثيرش دارد وعالم به خواصّ ادويه اگر علم به دوائى دارد ، علم به آثار آن دارد ونظائر بسيار است واين علم قبل از ايجاد أشياء است وچون حضرت حق تعالى معطى وخالق وحافظ همهء وجودات است ، به احاطهء معنوية محيط به تمام آنهاست وتمامى وجودات چون معلول ومخلوق خداوند متعال هستند ، عين ربط وفقر محض به خداوند متعال هستند ؛ براي آن كه همگى مجعول وفقير بالذات وفي الذات هستند ، چنان چه جاهل در داشتن علم ودارا شدن آن محتاج به عالم است ؛ اما علمي كه به جاهل افاضه مىشود در ذاتش محتاج است ، نه در چيز ديگر . پس تمامى وجودات وموجودات نزد حضرت ايزد متعال حاضر هستند وهمه را علم دارد ، چنان چه انساني صور ذهنيهء خود را مىداند ، نه به صورتي ديگر ، بلكه به نفس همان ذهنىها وتصوراتى كه نموده ، آنها را مىداند .
سؤال : ثابت شد كه حضرت ايزد تعالى ، حقيقت حيات وهستى وصرف نور معنوي مجرد از هر مادة ومكان وزمان وهر چه غير آن حقيقت است مىباشد وأجسام عالم ، مادي ومكاني هستند .
چگونه أشياء كثيرهء ماديهء متخصصه به جهات مختلفه وقبول اشارهء حسّيه ومكانيه حاضر به جهت يك مجرد صرف خواهند بود تا مكشوف نزد أو باشند وعالم به تمام آنها باشد ؟
جواب : امر مجرد چون منزه از آلايش به اعراض وموادّ مىباشد ، نسبتش به همه أجسام وجسمانيات يك نسبت هست وچون علت مادون خود هست ، محيط به همهء مادون خود خواهد بود وآنها براي آن علت بدون تفاوت وبىحجاب حضور دارند .
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 46
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص٤٦