تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
مرتضى على است ، چنان چه مراد از « أبنائنا ونسائنا » حسنين وفاطمهء زهرا است . « 1 » ودانسته بودم كه نفس شريف ايشان ، قدسي وعلم ايشان ، لدني است به حدّى كه در وقتي كه به مشيمه رحم امّ خود فاطمة بنت أسد بودند ، چون حضرت سيّد البشر فاطمه را مىديدند ، فاطمه بىاختيار از جاى خود برمىخاست وچون از حقيقت حال أو استفسار مىنمودند ، همين مىفرمود كه : هرگاه حضرت سيّد البشر را مىبينم جنينى كه در رحم من است حركت مىكند كه قيام نمايد وچون آن حضرت از طرفي به طرف ديگر ، حركت مىكند جنين مذكور نيز حركتي مىكند كه مىدانم كه روى به آن طرف كه حضرت توجه كرده‌اند آورده ! أكثر علماى أهل سنّت ، وجه آن كه ايشان را « كرّم اللّه وجهه » مىخوانند همين معنى نوشته‌اند . پس دانستم كه ايشان را حالت ومرتبه جناب نبوي ، منكشف بوده در حالتي كه تولّد نيافته بودند واين از خواص نفس قدسي است ، به خلاف خلفاى ثلاثة مذكوره ، چه ايشان به اتفاق مخبرين اوّلين وآخرين ، مشرك بودند ومدت‌هاى مديد در بت‌پرستى ودر أموري كه به حسب عقل صحيح ، حرام است صرف نمودند وبعد از آن كه در صدد اين آمدند كه به شرف ايمان ، مشرف شوند به مجرد قول جناب مصطفوي وبه محض دليل عقلي ايشان ، ايمان نياوردند وبه توحيد الهى ، قائل نشدند وبعد از ملاحظه معجزه ، گردن نهادند وايمان آوردند وبعد از آن كه ايمان آوردند در أمور دين ، غلطها مىكردند واعتراف بر آن مىنمودند ، چنان چه حديث : « لولا عليّ لهلك عمر » « 2 » اشهر از آن است كه كسى بيان نمايد كه در محلش فرمودند . از اين معلوم شد كه استعداد نفس ايشان در مرتبه بعض أوساط ناس كه مرتبهء علماى اسلاميه است مثل : لقمان وبقراط وأفلاطون وأرسطو هم نبوده ، چه در كتب متّفق عليه ، مكتوب است كه ايشان به عقل خود ، توحيد الهى را دانستند وايمان آوردند وأصلا به بت‌پرستى راضى نشدند . بل بعضي از ايشان را بر منع از بت‌پرستى به درجه شهادت رسانيدند وجمعى از ايشان كه مرتبه استعداد أوساط ناس نبود در مرتبهء اعلامى ناس كه انبيااند به طريق أولى نباشد تا به مرتبهء حضرت خير البشر كه أفضل أنبياء است چه رسد . پس به يقين دانستم كه خليفهء بر حق بعد از نبي مطلق صلّى اللّه عليه وآله ، أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السّلام وبعد از ايشان ، امام حسن وبعد از ايشان ، امام حسين إلى المهدي الهادي عليهم السّلام كه
هامش
( 1 ) . تفسير صافي ، ج 1 ، ص 268 ؛ الميزان ، ج 3 ، ص 229 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 35 ، ص 306 ، ح 28 با مختصرى اختلاف .