سؤال : اگر چه خلفاى ثلاثة در ابتداى امر ، مرتكب قبايح مىشدند اما چون به درجه ايمان رسيدند ، عملهاى محموده نمودند ، كه موجب كثرت ثواب بود وواجب الوجود به طريق جزا اعطا فرموده ايشان را استعداد خلافت وثاني حال كه خليفه شدند بر حق باشند .
جواب : سخن ما در اين رساله ، موافق قانوني است كه عقل صحيح آن را قبول كرده ونزد عقل صحيح ، حديث كثرت ثواب ، مشكوك فيه است ، چه در اثبات اين ( كثرت ثواب ) در ايشان ، نه مستقل است ونه مستمد به تواتر ؛ زيرا كه روايت اين حديث متّفق عليه نيست تا از قبيل متواترات باشد وعقل در قبول اهمال نكند وبر تقدير تسليم اين كه عمل شخصي كه محتمل الخطا باشد وقوعا ، مستوجب كثرت ثواب بود ، نيز مثبت مدّعى نيست ؛ زيرا كه ثواب در عرف أهل شرع ، پاداش وجزا دادن مجزى مر عامل را در دار الجزا كه نشانهء عقبى است ، نه در دار دنيا كه دار الكسب است ، كما ورد في التنزيل :
الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ
« 1 » پس جزاى كثرت ثواب نشايد كه در اين نشئه باشد ، تا مثبت مطلوب باشد وبر تقدير تسليم كه جزاى عمل در اين نشئه باشد نشايد كه جزاى عمل از ايشان ، استعداد خلافت مصطفوي باشد ، چه اگر كثرت ، سبب حصول استعداد خلافت مذكوره بودى ، بايستى كه در أيام خلافت ، خطائى از ايشان به وجود نيامدى وحال آن كه به تواتر رسيده است كه ايشان در حال خلافت ، مرتكب خطيئات شدندى وچون خبر دار گشتندى از آن ، بازآمدندى وچون دانستى كه استعداد خلافت - كه سخن مادر آن است - در ايشان مفقود است واز پيش رفت كه به جهت حفظ دين جناب مصطفوي شخصي ضرور است وتعيين أو دائر بود ميان يكى از خلفاى ثلاثة وميان حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام پس به يقين ، معلوم شد كه خليفه بر حقّ ، أمير المؤمنين است .
اگر سائلى شبهه كند كه : اگر بعد از نبي صلّى اللّه عليه وآله بلا واسطه جناب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السّلام خليفه بودى ، بايستى كه مردم را دعوت مىكردندى والّا لازم آيد كه اهمال نموده باشند در اجراى احكام دين واين از خليفه بر حقّ ، باطل است ؛ لكن دعوت نمودن ايشان بعد از رحلت نمودن حضرت محمّد صلّى اللّه عليه وآله ثابت نيست ، پس بودن ايشان خليفهء بلا واسطه باطل باشد ؟
جواب گوييم كه : دعوت نمودن ، در عرف محقّقين به دو قسم است : دعوت قولي ودعوت
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آية 17 .