تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
فعلى ودر علم ميزان ، مبرهن شده كه دلالت فعلى ، كه عقلي است أقوى است از دلالت لفظي كه وضعي است ، پس تقدير تسليم اين كه دعوت ايشان قولي نبود ، فعلى بود ؛ زيرا كه به اتفاق مخبرين اوّلين وآخرين ، جناب أمير المؤمنين عليه السّلام بعد از تكفين سيد المرسلين صلّى اللّه عليه وآله چندين شبانه روز در دولت سراى خود نشستند واز منزل خويش بيرون نيامدند . وأقامت نمودن ايشان در منزل خويش ، دعوت فعلى بود كه قوىتر از قولي است . چه به دليل دانستيم كه بعد از نبي ، خليفه بايد كه در ميان باشد ، پس اگر به غير از جناب أمير المؤمنين عليه السّلام خليفهء بر حق بودى چندين روز در بيعت نمودن خليفهء بر حقّ كه نائب نبىّ مطلق است تقاعد نمىفرمودند كه موجب عصيان ، بل عين خذلان بود وچون نشستن ايشان در منزل شريف خويش به اتفاق علماى موافق ومخالف عصيان نبود ، دانسته شد كه تقاعد ايشان ، دعوت فعلى بود وبه جهت امام همين قدر كافى است . ودر اين باب ، قولي است مشهور ، حضرت سيدة النساء فاطمة الزهراء عليها السّلام در حينى سائلى از ايشان پرسيده بود كه : اگر زوج تو خليفه بر حقّ است چرا از خانه بيرون نمىآيد ومردم را به بيعت خود نمىخواند ؟ ايشان جواب دادند - حديثي كه مضمونش اين است - كه : « خليفه ، حكم كعبه دارد وكعبه مكلّف به طواف مردم نيست ، بلكه مردم مكلّف به طواف كعبه‌اند » . « 1 » سؤال : اگر كسى شبهه كند كه : پس چرا ثاني حال در آمدند وبا مردم اختلاط نمودند وجدل كردند ؟ جواب گوييم كه : خليفه حكيم است وحكيم ، داناست به مصلحت وقت وصلاح كار ، چه دانى در سكوت ايشان چه حكمت ودر حركت ايشان چه بركت است ؟ ! اگر گويى : در باب خلافت خلفاى ثلاثة چه گويى ، آيا خلافت ايشان - عياذ باللّه - غصبى بود يا به رضاى أمير المؤمنين بود ، چنان چه جمعى از صحابه ، معاون در امر نبوت نبوي بودند ؟ گوييم : جواب اين شبهه را مىدانيم ، اما در اين رساله ، بازنمىگوييم ، مرا رساله‌اى است مفرده ( جداگانه ) در تحقيق خلق افعال عباد ، آن رساله خاتمه‌اى دارد كه مشتمل است بر كليات أصول وفروع دين محمّدى ، بر وجهي كه جدّ وجهد اين لا شئ بر آن قرار گرفته ودر خاتمه مذكوره ، اين شبهه وحلّ شبهات ديگر هست . ولو شئت كنت من المستبصرين ، فارجع إليه ، وكن من الشاكرين .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 36 ، ص 353 ، ح 224 .