را در آن دو ساعت وپناه ببريد به خداوند - عزّ وجلّ - از شر إبليس ولشكرهاى وى وپناه بدهيد أطفال خودتان را در آن دو ساعت ، كه آن دو ساعت وقت غفلت باشد . « 1 »
بلى ، البتة شيطان كمال كوشش را دارد كه در آن دو ساعت ، بندگان خدا را از ياد مولاي خود غافل سازد كه نماز بامداد ومغرب را ترك نمايند ؛ در طرف بامداد ، احداث ميل وافر به خواب واستراحت وتسويل خوابهاى شيرين بهر آنها نموده ، در طرف مغرب ميل به اجتماع در مجالس لهو ولعب شنيدن سخنان بيهودهء بىفائده را تقويت كرده وتوجه به أمور باطله را در نظر وخاطر آنها جلوه دهد ، تا از نماز بامداد ومغرب محروم مانند ، وچنان چه از اوّل روز وشب بندگان خدا را از خداوند وتوجه به عالم نور ورستگارى غافل نمود وبه راحت دنيا وعلاقهء شهوترانىها مشغولشان داشت ؛ البتة در ساعتهاى ديگر به سهولت بر آنها دست يابد وظلمت بر آنها مستولى ونامه روز وشبشان از تاريكى معصيت سياه وفاسد گردد ، پس نامه سياه وروسياه شوند .
وچنان چه نورانيت أجسام عالم عنصرى به مقابله با خورشيد يا نور ديگر محسوس است ، هر جسمي كه مقابل نور محسوسى نباشد تاريك وتيره ماند . نورانيت همه دلها هم به مقابله با نور خدائى است . هر زمان كه انساني از ياد خداوند غافل شد وبه دنيا روى نمود ، دل سياه وتاريك گردد :
وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 2 »
خانهء آن دل كه ماند بىضياء * از شعاع آفتاب كبرياء
تنگ وتاريكست چون جان جهود * بينوا از ذوق سلطان ودود
گور ، خوشتر از چنين دل ، مر تو را * آخر از گور تن خود برتر آ
آخر آدمزادهاى بيدرنگ * دل نميگيرد ترا زين گور تنگ
يونست در بطن ما هي پخته شد * مخلصش را نيست از تسبيح بدّ
گر نبودى أو مسبح بطن نون * حبس وزندانش بدى تا يبعثون
اين جهان دريا وتن ما هي وروح * يونس محجوب از ذوق صبوح
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 501 .
( 2 ) . نور ( 24 ) آيهء 40 .