تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
انسان هر كلامي را ايجاد نمايد ، ذات آن كلام مشهود اوست . قال - عزّ وجلّ -
وَما تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلا فِي السَّماءِ وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 1 » ونيز خداوند متعال به موسى وهارون عليهما السّلام موقعى كه مأمور شدند نزد فرعون بروند ، فرمود :
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى ، فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى ، قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى ، قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَأَرى
« 2 » عرض كردند : پروردگارا ! ما از فرعون مىترسيم كه بر ما تعدى وسركشى كند . خداوند فرمود : نترسيد ! من با شمايم ، مىشنوم ومىبينم . تبصره : مخفى نماناد كه انسان هم هر چه را مىبيند ومىشنود ، به ذاتش مىبيند ومىشنود ، چشم وگوش به مثابهء عينك وسمعك باشند كه آلت رساندن محسوس به حسّ سمع يا بصر به ذات انسان است : مىگويد : من شنيدم ومن ديدم ومىداند كه خودش ديده وشنيده ، وليكن فرقى كه بين ديدن وشنيدن خداوند وانسان است ، اين است كه انسان اوّل صورت هر چيزى در خيالش موجود مىشود وبعد به مرآتيت آن صورت ، موجود خارجي را مىبيند ؛ ولى خداوند چون منزّه از خيال است ، بدون واسطهء خيال ، ذات آن موجود را شهود فرمايد . واما علم خداوند قبل از ايجاد ، پس بعضي گفته‌اند كه چون خداوند علم تفصيلي به أشياء دارد وآن أشياء معدومند ، پس علم بارى تعالى قبل از ايجاد به صور آن أشياء است . اشكال شده كه لازمهء اين قول ، ارتسام صور أشياء است در ذات مقدّس خداوند ولازمهء ارتسام ، حلول آن صور است در ذات خداوند ولازمهء حلول ، مادّيت وهيولا داشتن خداوند است وچون خداوند - عزّ وجلّ - منزّه از مادّه است وداراى فاعليت وفعّاليت صرف است ودر روايت است : « لا يقال له أكثر من فعل وصنع » ، پس قول به ارتسام صورت باطل است . جواب از اين اشكال ، چنين داده شده كه اشخاصى كه در علم قبل از ايجاد به صورت قائلند ، قيام صور را به ذات مقدس خداوند ، قيام صدوري دانند نه حلولى ، وملا صدراى شيرازي بر قول به قيام صدوري هم اشكال نموده كه هر چه از واجب تعالى صادر
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 61 . ( 2 ) . طه ( 20 ) آيات 43 - 46 .