تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
عالم حاضر است ، پس بايد ذات عالم ، يعنى روحش از سنخ أجسام وداراى امتداد نباشد ؛ براي اين كه جسم داراى اجزائى است كه هر جزئي در مكاني است غير مكان جزء ديگر ، وهر جزئي غايب از جزء ديگر است وبراي آن جزء حاضر نيست . پس هيچ جزئش براي جزء ديگر حضور ندارد ، وشرط عالم بودن اين است كه تمام ذاتش براي خودش حاضر باشد . پس از بيان مذكور ، دو مطلب معلوم گرديد : يكى آن كه ، روح انساني كه از اين بدن قطع علاقة نمود وحجاب بدن از بين رفت ، به ذات خود مىبيند ومىشنود وتمام ذاتش چشم وگوش است ، وقالب مثالي هم كه در روايت واخبار أئمة معصومين عليهم السّلام وارد است ، مثل بدن دنيوي نيست ، در كمال لطافت است . ودر قرآن مجيد است :
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
« 1 » ؛ يعنى وبه تحقيق پرده‌ات را ، يعنى حجاب تن را برداشتيم . پس چشم تو در آن روز داراى حدّت وتيزى است . وديگر اين كه خداوند به ذات مقدس خود مىبيند ومىشنود ؛ چنانكه در قرآن مجيد ، در موقع اعزام حضرت موسى وهارون به طرف فرعون ، فرموده :
اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى ، فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى ، قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى ، قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَأَرى
« 2 » ؛ يعنى برويد به سوى فرعون ، به درستى كه أو سركشى نموده وبگوئيد با أو با زبان ملايم ، شايد كه پند گيرد يا بترسد ، گفتند : پروردگارا ما مىترسيم كه تعدّى بر ما كند يا سركشى نمايد . خداوند فرمود : نترسيد ! به راستى ، من با شما هستم ، مىشنوم ومىبينم . ونيز فرموده :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
« 3 » ؛ يعنى چشم‌ها خداوند را درك نكنند واوست كه چشم‌ها را درك مىكند واوست كه صاحب لطف به بندگان وآگاه از تمام چيزها است . ونيز در قرآن كريم است :
قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها
« 4 » يعنى به تحقيق مىبينيم گردش روى تو را در آسمان كه منتظر وحى در تغيير قبله مىباشى ،
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 22 . ( 2 ) . طه ( 20 ) آيات 43 - 45 . ( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 103 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 144 .