ندارد ، همچنين حفظ ونگاهدارى تمام موجودات آسمانى وزمينى براي خداوند زحمت وسنگينى ندارد ؛ چنان چه در قرآن فرموده :
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ وَلا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
« 1 »
ونيز فرموده :
وَما تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَلا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلا فِي السَّماءِ وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
« 2 » ، يعنى نمىباشى اى محمد صلّى اللّه عليه وآله در حالي از أحوال وامرى از أمور دين ؛ از تبليغ رسالت وتعليم شريعت وغير اينها ، ونمىباشى كه بخوانى قرآن را از جانب خداوند وانجام نمىدهى تو ونه قوم تو هيچ عملي را ، مگر آن كه ما شاهد بر شما هستيم ، آن زمان كه شروع در آن عمل مىكنيد ، وغايب نمىشود از پروردگار تو سنگينى ذرهاى از ذرات در زمين ونه در آسمان ونيست كوچكتر ونه بزرگتر از آن ذره ، مگر آن كه در كتاب آشكارى است .
ونيز فرموده :
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَنَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 3 » ؛ وبه تحقيق ، آفريديم انسان را در حالي كه مىدانيم آنچه را خطور مىدهد ، در قلب أو نفس وى وما به أو نزديكتر از رگ گردنش هستيم .
تذكره
ذاتي كه عالم به معلومى است ، براي خود حاضر است ؛ يعنى در ضمن علم به آن معلوم ، علم به ذات خود دارد ؛ يعنى مىداند كه ذاتش آن معلوم را ديده يا شنيده ، براي اين كه تمام حواس انساني آلات وجاسوسهائى باشند براي نفس انسان از چشم وگوش وغير آنها كه هر چه از محسوسات احساس مىنمايند ، عرضه به نفس وذات انسان مىنمايند . بيننده وشنونده ، ذات انساني است . گوش وچشم به مثابهء سمعك وعينك وواسطه در ادراك ذات نفس مىباشند ، وچون واضح شد كه عالم به هر معلومى ، عالم به ذات خود هست وذاتش براي آن
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 255 .
( 2 ) . يونس ( 10 ) آيهء 61 .
( 3 ) . ق ( 50 ) آيهء 16 .