تذييل
وچون ايجاد ، پديد نمودن وموجود نمودن چيزى است در محلى وموقعى كه شخص آن چيز پيش از ايجاد در هيچ محلى ومكاني نبوده ، مثل ايجاد سخن كردن وايجاد كلماتي كه انسان در فضاى دهان خود موجود مىنمايد ، خداوند متعال كه خالق چيزها يعنى مخلوقات تكوينيه است ، از قبيل انسان وحيوان وأنواع درختان ، انسان را در رحم مادر وحيوانات را در أرحام يا محلى كه مادهء آن حيوان در آن محلّ بوده ، مثل مرغ را در تخم مرغ يا نباتات را در محل خودشان وميوهها وگلها را در محل شكوفهها وغنچهها ايجاد مىفرمايد . اگر شاخهء باردار متصل به ميوه را يا شاخهء گل متصل به آن گل را بشكافند ، از طعم ورنگ آن ميوه يا از رنگ ونقش وعطر آن گل هيچ قسمتى در آن شاخه نيابند .
وخالق عزيز با قدرت ، چنان چه به تمام مخلوقات در محل خودشان وجود داده ، دائما به تمام آنها غذاى مناسبشان را مىرساند ورشد مىدهد وتربيت مىفرمايد ؛ مثلا ريشههاى نباتات ، ذرّات خاك را به قوهء جاذبه وماسكه كه به آنها عطا شده ، جذب مىنمايند ، وقدرت محيطهء خداوندى آن خاك مجذوب را مبدّل به شاخه وبرگ وأنواع ميوهجات وگلها مىفرمايد ؛ چنان چه نطفه را در رحم مبدّل به خون وعلقه ومضغه فرموده وبالآخرة انسان كامل الخلقة را موجود مىفرمايد .
وچنان چه يادآور شديم كه ايجاد وآفريدن عبارت از موجود نمودن نابود ومعدوم است ، مثل حرف وكلمهاى را كه وجود نداشته وانسان در فضاى دهانش موجود مىكند ووجود لفظي بآن مىدهد .
پس وجود ، در حقيقت سبب ظهور هر چيزى وهر ماهيّتى است ، مثل نور حسّى كه سبب ظهور هر تاريكى است ؛ منتهى هر محسوسى به وجودش براي قوّهاى ظاهر مىشود ، نور حسّى يعنى نور خورشيد وبرق وساير نورهاى محسوس به وجودشان براي قوهء چشم ظاهر مىشوند ، وگرمى وسردى براي قوهء لامسه ، وصداها بوجودشان براي قوهء گوش ؛ چنان چه شاعر گفته :
محرم اين هوش جز بىهوش نيست * مر زبان را مشترى جز گوش نيست