فرقى واضح است ميان مجسّمهء بىروح جامدى با اين مخلوقات تكوينيه إلهية از قبيل انسان كه داراى روح وعلم واراده وقدرت وعقل وأعضاء وقوههاى محيّر العقول است . كه هر كدام براي فائده ومصلحت ظاهره آفريده شده ؛ گذشته از حكمتهاى دقيقه كه در هر رگى واستخوانى هست كه در علم تشريح مسطور ومعلوم گرديده .
واز حكمتهاى ظاهره ، قرار دادن چشم است در طرف بالاى سر كه همه چيزها را ببيند وكوركورانه راه نرود ودريابد كه مطلوب ومقصودش در كدام طرف است وآنچه نافع ويا مضرّ براي خود ويا مطلوب اوست ، تشخيص دهد واز حيوانات موذيه مثل عقرب وغير آن دورى نمايد .
وبيني ودماغ را آفريده كه از بوهاى بد ومضرّ دورى نمايد .
ودهان را آفريده كه بتواند حرف بزند وغذا بخورد وبا دندانها آن غذاها را در دهان بجود كه به سهولت هضم شود .
وحنجره وحلقوم را خلق فرموده با دو تار از رباط كه روى حنجره مىباشد ، تا صوت را بتواند ايجاد كند وتكلّم نمايد وصوت هر كسى از صوت ديگرى ممتاز باشد .
ودستها را خلق فرموده با انگشتهاى داراى بندها ومفصلها ، كه بتواند صنايع واعمالي كه محتاج به انگشتهاست ، از عهده برآيد .
وپاها را خلق فرموده ، كه بتواند راه برود وحوائج خود را تهيه نمايد ، وپستانها را به جهت زنان ومادههاى از حيوانات مقرر فرموده كه أطفال نوزاد از شير آنها غذا بخورند ؛ غذائى كه مناسب مزاج آنها باشد ومحتاج به دندان نباشد .
وآنچه ذكر شد ، يك مصالح وحكمتهاى ظاهره وأضحى است در أعضاء ظاهره ، وحكمتهائى كه در گردش خون وريه وقلب وكبد وفوائدى كه در حجاب حاجز وشكم ورودهها وغير آنهاست ، در اين رسالهء مختصر نگنجد .
وعلاوة بر اين حكمتهائى كه براي هر يك از أعضاء وقوى ذكر شد ، مدركات اين قواى متعددة مختلفهء متفرّقه بايد به حكم تدبير أزلي در انسان وحيواناتى كه داراى اين قوى باشند ، در يك محل جامعي در محضر قوّه عاقله موجود ومجتمع باشند ، تا قوهء عقل حكم ميان آنها نمايد ؛ مثلا حكم كند كه اين بوى خوش وعطرى را كه به قوه شامّه ودماغ دريافتم ، از فلان گل
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 166
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص١٦٦