وما آنها را ايجاد نموديم وبه وجود آورديم وهمچنين مشاهده نموديد كه افرادى مردند وخاك شدند وثانيا از همان خاكها نباتاتى به وجود آمدند وغذاى انسان وحيوان شدند تا نطفه وعلقه ومضغه وانسان يا حيواني شدند ، باز آنها مردند وافراد ديگرى به وجود آمدند ، چگونه تصديق به عالم قيامت وحشر أموات نمىكنيد ؟
بلى ، فرقى كه هست عالم دنيا ، عالم تدريج وحصول موجودات به طور حركت از مرتبهاى به مرتبهء ديگر است ، وتا انساني به وجود آيد مدت دور ودرازى لازم است تا طىّ آن مراتب وتحوّلات نمايد ، وتا خون در بدن حاصل نشود وروح بخارى حيواني محقّق نگردد ودر محلّ دماغ وقلب وكبد استعداد حاصل ننمايد ، قابل حمل قواى نفس وتعلق نفس نخواهد بود .
ولى عالم آخرت ، عالم دفعي وفورى است ؛ چنان چه در قرآن مجيد بيان مىفرمايد :
ما خَلْقُكُمْ وَلا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
« 1 » ، يعنى آفرينش وايجاد كل مخلوقات وبرانگيختن تمام آنها به منزلهء خلق وبعث يك فرد انسان است ، وباز مىفرمايد :
وَما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ
« 2 » ؛ نيست امر قيامت مگر مثل يك ملاحظه وبه هم زدن چشم ، بلكه كمتر ونزديكتر از آن است ، وباز مىفرمايد :
وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ
« 3 » ؛ ودميده مىشود در صور يا در صور ، پس بميرند هر چه در زمين وآسمانهاست ، بجز آن كه خدا خواهد . باز بار ديگر در صور دميده شود ، آن وقت تمام خلق برخيزند ونظر مىكنند .
وأبدان در آن عالم به طورى باشند كه در تعلق أرواح ، حاجتي به خون وبخارات آن نيست ؛ چنان چه در دنيا اگر شخصي بخواهد صد چراغ نفتى مثلا روشن نمايد ، البتة زمان با وسعتى مىخواهد تا آن چراغها را فتيله گذارد ونفت بريزد وبه تدريج روشن كند ، واگر بخواهد صد چراغ كهربائى وبرقى را روشن كند ، در آنى تماما روشن مىشوند ؛ بدون وسيله فتيله ونفت يا روغن ديگر .
مثل علاقهء أرواح در قيامت كبرى به أبدان ، مثل روشن كردن چراغ برق است ، ومثل علاقهء أرواح به پيكرهاى جسمي در اين عالم ، مثل روشن كردن چراغ نفتى است كه محتاج به مادّهء
هامش
( 1 ) . لقمان ( 31 ) آيهء 28 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 77 .
( 3 ) . زمر ( 39 ) آيهء 68 .