هم خلافت معاوية ؛ به جهت اين كه مردم بر هر يك از اين دو امر اجتماع واتفاق نمودند وبر رياست خلفاى جور نيز از بنى اميّه وبنى عبّاس متفق شدند وچه اندازه افراد آنان ظالم وفاسق وجاهل بودند .
بالجملة ، بديهي وواضح است كه اين كلام سنيان صحت ندارد وجانشين حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله بايستى اعلم وأفضل از تمام أمت ومعلّم ومربّى كل باشد وتعيين چنين شخصي فقط به اعلام خداوند خواهد بود .
وفرقهء دوم ، طايفهء دوازده امامي وگروه شيعه مىباشند كه چنان چه ذكر نموديم ، امام وجاىنشين حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله را أفضل واعلم از تمام أمت ومنزه از گناه وخطا وسهو وغفلت ، ومزين به تمام خوىهاى پسنديده مىدانند ، وطريق تعيين امام را هم منحصر به اعلام حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله از طرف خداوند متعال كه عالم به ظاهر وباطن تمام افراد مخلوقات است ، يا به ظهور معجزاتى از مدّعى امامت مىدانند .
ودر قرآن مجيد هم در مواردى كه ذكر بعث پيمبرى يا خليفهاى مىشود ، خداوند تعيين آن را اختصاص به خود داده ؛ چنان چه دربارهء حضرت آدم عليه السّلام در خطاب به ملائكة فرموده :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 » ودربارهء حضرت داوود مىفرمايد :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
« 2 » ودرباره حضرت هارون وخطاب به حضرت موسى عليه السّلام فرمود :
سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ
« 3 » .
وأحاديث قطعيّهء بسيار از حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله دربارهء ائمهء أطهار وارد است كه در كتابهاى سنيان نيز مذكور است ؛ از قبيل أحاديث روز عيد غدير وحديث منزلت وحديث طائر « 4 » وأحاديث بسيار ديگر وحديث مفصلى كه شيخ سليمان حنفي هم در كتاب « ينابيع المودّة » در باب شصت وهفتم نقل مىنمايد كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله تمام امامها را به اسم ونسب ولقب در آن حديث معين فرموده ( ودر كتاب نامهء رهبران آن حديث را نقل نموديم ) « 5 »
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 30 .
( 2 ) . ص ( 38 ) آيهء 26 .
( 3 ) . قصص ( 28 ) آيهء 35 .
( 4 ) . مقصود حديث « من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه » ، وحديث « أنت منّي بمنزلة هارون من موسى » ، وحديث « اللّهم ائتني بأحبّ خلقك إليك حتّى يأكل معي من هذا الطير » مىباشد .
( 5 ) . نامهء رهبران ، ص 342 .