به هيچ وجه مفيد نيست ،
إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً
« 1 » .
همان طور كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله چون هادي ومعلّم ومربّى تمام افراد است ، بايد از هر جهت كامل باشد تا بتواند در مقام تكميل غير خود برآيد ، همچنين است امام وجاىنشين أو ، وهمان طور كه مردم عادى نمىتوانند كسى را به پيمبرى برقرار كنند ، همچنين از تعيين جانشين أو عاجز وحق دخالتى ندارند ؛ چنان چه خداوند در قرآن مجيد ، در ردّ كساني كه خيال كرده بودند كه مىشود مخلوق حق دخالتى در تعيين مكمل خلق از طرف خداوند داشته باشد ، سرزنش بر آن مردم فرموده ؛ آنجا كه مىفرمايد :
وَقالُوا لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ، أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
« 2 » ، يعنى اگر قسمت نمودن رزق ومعاش خلق را كه امر محسوس ومورد ابتلاء خلق است ، به آنان واگذار كرده بوديم ، آنها عاجز از تقسيم نمودن رزق خود بودند ، چون صلاح هر كس را نمىدانستند كه چه اندازه بايد مرزوق باشد . آيا اين مردم جاهل به قابليت وباطن ودانش وملكات وخوىهاى خلق ، مىتوانند تعيين پيمبر ولائق مقام نبوت نمايند ؟
وبا وجود وضوح اين مطلب كه خلق نمىتوانند تعيين مكمل بشر بكنند ، مردم دو فرقه شدند .
گروهى ، يعنى سنيان اختيار نمودند كه لازم نيست تعيين امام وجاىنشين حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله از طرف خداوند باشد ، هر كسى را كه جماعتى معين نمودند أو امام مىشود ؛ براي اين كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه وآله فرمود : أمت من بر خطا اجتماع نمىنمايند ، « 3 » يعنى هر وقت امّت من بر مطلبي اتفاق نمودند ، آن مطلب صحيح است وخطا نيست . پس افرادى در سقيفهء بنى ساعده اجتماع نمودند واتفاق بر بيعت با أبى بكر كردند وأو را به رياست وامامت انتخاب نمودند .
وواضح است كه اين استدلال باطل است ؛ به اين جهت كه اگر اين حديث صحيح باشد ، مراد اين است كه اگر تمام أمت اتفاق بر امرى نمايند ، چون امام در ميان آنها مىباشد ، بر خطا نروند ؛ به واسطهء بودن امام در تمام أمت ، نه براي اتفاق هر جماعتى بر هر امرى ؛ وگرنه مردمانى كه هر يك جايز الخطا هستند ، اجتماع آنان دليل بر حقّيت مطلبي كه اجتماع بر آن نمودهاند ، نخواهد شد .
واگر مقصود طورى بود كه آنها مىگويند ، بايد هم خلافت حضرت علي عليه السّلام بر حق باشد
و
هامش
( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 36 ونجم ( 53 ) آيهء 28 .
( 2 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 31 .
( 3 ) . « لا تجتمع امّتي على الخطاء » .