پس به طور ضرورت ويقين ، عقل مستقيم حاكم است كه محال است اين خلق عظيم وعالم جسماني را ( از زمين وآسمان وآنچه در اين دو از مخلوقات مىباشد كه مشتمل است بر اضداد بسيارى ، ومستلزم ورود زحمات وصدمات بىشمارى بر عموم حيواناتى كه طعمهء حيوانات ديگر يا انسان مىباشند ، وگرفتارى افراد انسان به أنواع بلايا وامراض وفقر وفلاكت وبالآخرة به صدمهء مرگ ) حضرت خالق حكيم بدون نتيجهء مطلوبهء عقلائي خلقت فرموده باشد وهميشه اين بلايا وزحمات برقرار باشد وحيوانات بىگناه وافراد انسان در تحت فشار ظلم وبلايا وصدمات باشند .
وبديهي است كه خالق حكيم منزه است از احتياج به مخلوقات خود كه بر آنها ستم كند يا عداوت ودشمنى با مخلوقات خود داشته باشد ، با اين كه هر صانعى به مصنوع خود ، بلكه هر نويسندهاى به نوشتهء خود وهمچنين هر باغبانى به درخت يا گلى را كه آبيارى كرده وپرورش داده ، علاقة دارد .
پس به حكم قطعي وضروري عقل ، آفرينندهء حكيم كه براي تمام مخلوقاتش آنچه لازم بوده از قوى وآلات وأعضاء وآسمان وزمين وآنچه در زيست وزندگانى عموم حيوانات وانسان لازم يا مفيد بوده از أنواع روئيدنىها وحبوبات وميوهجات كه مورد احتياجند ، فرآهم فرموده ، نتيجهء مهمهاى منظور داشته كه به پيمبران فرستادگان خود اعلام فرموده كه به مخلوقات قابل فهم ، يعنى آدميان صاحب قوهء عقل را ابلاغ كنند ، وآن نتيجة ، تكميل افراد بشر است از جهت معارف واعمال واخلاق ، تا اين كه مناسب با فرشتگان وهم سنخ با آنان گردند وبالآخرة منتقل به عالم ديگرى شوند كه عالم ملكوت مىباشد وأرواح آنها با يك قالبهاى لطيفه مناسب با أرواح آنها باشد ، ودر آن عالم ، در نهايت رفاهيت واستفادهء از نعمتهاى آن عالم ، بدون هيچ زحمت وابتلاء به بليّه ، زيست وزندگانى نمايند ، واز آن عالم به عالم برترى انتقال يابند كه عالم قيامت كبرى است وبه مقامات عاليه ونعمتهاى بسيار از هر قبيل كه ابدى وهميشه باقي است ، نائل شوند .
والبتة آن پيمبران دلائل محكمهاى دارند كه مقام نبوت ورسالت آنان را به طور وضوح اثبات مىكند ، وواضح است كه هدايتكننده بايد قابليت ارشاد وتكميل وتعليم كلّيّهء افراد بشر را داشته باشد ودر هر عصري وزماني بايست پيمبرى يا وصى وجاىنشين پيمبرى باشد .
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص١٣٨