تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
اگر از وسوسه نفس وهوا دور شوى * بىشكى ره ببرى در حرم ديدارش
واگر أحيانا فريادهاى جارچيان راه حقيقت وداعيان طواف به كعبهء معرفت ، يعنى نداى روح‌بخش أنبياء وأولياء اين دسته مردم را از خواب غفلت ، اندكى آگاه وهشيار نمايد ودر مقام تحصيل معرفت برآيند ، فقط از صفات موجودات وتبدل حالات وعوارضشان وحكم ومصالحى كه در آن‌ها مشاهده مىشود ، به يك زحمات فكريهء بسيارى كه در هر فكرى وسوسه‌هايى به القائات قوّه واهمه پيش آيد ، چون به دستور وارشاد عارف كاملى در طريق تفكر سير ننموده ودفع آن وساوس را چنان چه لازم است ، نتواند معرفتي غير راسخ حاصل كند كه باندك شبهه وكمتر تشكيكى زائل شود .
فكرت بد ناخن پرزخم دان * در تعمّق مىخراشد روى جان
زخم ناخن بر چنين رخ كافريست * كه رخ مه از فراق أو گريست
كسى كو عقل دورانديش دارد * بسى سرگشتگى در پيش دارد
لكن شخص محقق را كه ديدهء شهودش مملوّ از نور وجود است وذوات موجودات را مثل جسدهايى بىروح بيند كه روح همگى همان اشراقات نوريهء وجوديه است كه از منبع أنوار بر آن‌ها تابيده وهمهء آن أنوار را اشراقات واصله از بحر نور بىپايان داند ، هيچ زماني شبهه وريبى در قلبش راه نيابد ووسوسه در معرفتش واقع نگردد .
محقّق را كه از وحدت شهود است * نخستين نظره بر نور وجود است
چنانچه از حضرت شاه أوليا عليه السّلام مأثور است كه فرمود : « ما شككت في الحقّ مذ رأيته » « 1 » وچون نورانيت همه أنوار وجوديه را به نور ذات حق مىبيند ، چنان چه در قرآن مجيد فرموده :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ
« 2 » وفرموده :
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الْأَرْضِ وَما بَيْنَهُما وَما تَحْتَ الثَّرى
« 3 » ودر أصول كافى در ضمن جواب جاثليق ، وارد است : « وهو حياة كلّ شيء ونور كلّ شيء » . « 4 » ودر حديث ديگر : « ليس بين الخالق والمخلوق شيء » « 5 » ودر
هامش
( 1 ) . در نهج البلاغة ، حكمت 184 آمده است : مذاريته . ( 2 ) . نور ( 24 ) آيهء 35 . ( 3 ) . طه ( 20 ) آيهء 6 . ( 4 ) . كافى ، ج 1 ، ص 130 . ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 114 .
بيست رساله ( فارسي ) — صفحة 120 | ميرزا أحمد الآشتياني