بيان معناى آيهء مباركه :
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ
« 1 » واضح مىشود كه ذات مقدس حق متعال چون مفيض وجودات است ، البتة حيات صرف وغناء محض است وذات خلق فقير صرفند ووجود آنها كه به داد خالق منّان است ، مايهء حيات وثبات وزندگى آنهاست .
وخلاصهء كلام اين است كه هر جزئي از اجزاى عالم موجودات محدوده همان هستى محض نيست وگرنه محدود نشدى وذوات مختلفه ، بلكه متعددة يافت نگشتى ، كه ظاهر شد هستى ووجود يك حقيقت ويك سنخ است وحقيقت يگانه به ذات خود اختلاف وتعدد نپذيرد ، واختلاف در آثار وعوارض هم نبودى كه حقيقت يگانه آثار وعوارض مختلفه ندارد ؛ از اين جهت كه عوارض ذاتية وآثار ذات جلوههاى ذات وناشى از نفس ذاتند وهيچ چيزى فانى نمىشد كه فنايش انقلاب محال بود ؛ با اين كه واضح است ، هر صورتي فانى گردد وصورت ديگرى در مادّه پديد شود وذوات محضه بىهستى نيز نيست وگرنه معدوم صرف بود . چه ظاهر وواضح شد كه ذوات موجودات عين وجود نباشند ووجود جزء ذات يا لازم ذات وماهيتى نيست ولازم هر موجودى وجودش به تبع ملزوم است وهستى وقرار ذوات أشياء به وجود است .
پس عالم عبارت از ذواتي است كه به وجود وهستى بجا وبرقرار است وچنان چه انساني سخن گويد وكلامي كه نابود بوده ، پديد نمايد وهمچنين هر حركتي وهر صورت صناعتي كه از حركتها به وجود آيند ، معدوم بوده وپديد گرديد ، كلّيّهء موجودات عالم نورها واشراقات نيّر حقيقي باشند كه أصل ومبدأ ومفيض أنوار يعنى وجودات موجودات است وآن أنوار وجود به تابش وتجلّى آن مبدء أنوار برقرار است .
باز از جهت مزيد ايضاح مقصود ، گوييم : چنان چه صاحب بصيرت در عالم وجود متغير تأمل نمايد ، به چشم دل خواهد ديد كه دائما فيض وجود به صورتهاى وارده بر بسائط از عالم غيب نازل معدنياتى پديد شده ومىشود ونباتات با اقسام وأطوار مختلفه وألوان وصفاتى كه تابع آنهاست وأثمار وازهارى كه نتيجهء نباتات است وحيوانات مختلفه هوائية وبرّيه وبحريه با قوى وأرواح مخصوصة وبالجملة ، كلّيّهء حوادث وأنواع بديعه كه در عالم جسماني پديد شده ومىشود ، دائما در تجدّد وتبدّلند واين حقايق جوهريه وعرضيه وآثار
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 15 .