تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
102 - از خطبه‌هاى آن حضرت عليه السلام است ( در بيوفائى دنيا ) :

قسمت أول خطبه

( 1 ) به دنيا نظر كنيد مانند نگاه كردن كسانى كه از آن اعراض و دورى نموده‌اند ( رويهّء ائمهّء معصومين و پيروانشان را سر مشق خويش قرار داده از دنيا پرستان پيروى ننمائيد ) زيرا سوگند به خدا دنيا به زودى ساكنش را دور مىكند ، و داراى نعمت و دولت و امنيّت را مصيبت زده و اندوهناك مى سازد ، ( 2 ) چيزهائى كه گذشته و پشت كرده ( مانند جوانى ، صحّت ، قوّت و توانائى ) باز نمى گردد ، و آنچه كه بعد از اين خواهد آمد نامعلوم است ( نعمت است يا نقمت ، خوب است يا بد ) تا براى ( بدست آوردن خوب ) آن منتظر بود ( كوشش نموده از بدى آن بپرهيزيد ) ( 3 ) خوشى آن به اندوه آميخته است ( چون مسرور در آن براى دسترسى نداشت به باقى مطلوب خود محزون است ) و قوّت و توانائى و جوانى مردان آن بضعف و ناتوانى و پيرى مى رسد ، پس بسيارى آنچه در دنيا از آن خوشتان مى آيد ( رياست ، مال ، ارجمندى ، زن ، زيور و مانند آن ) شما را فريب ندهد ، زيرا بهرهء شما در دنيا از آنچه به آن دسترسى داريد ( نسبت به سختى و رنج پس دادن حساب آن در قيامت بسيار ) كم است . ( 4 ) خدا رحمت كند مردى را كه ( در امر دنيا و مبدأ و معاد خويش ) انديشه كند و عبرت گرفته ( به ناپايدارى دنيا ) بينا شود ( و باور نمايد ) كه آنچه از دنيا باقى مانده به زودى نابود است ( بودهء آن را نبوده انگارد ) و آنچه از آخرت موجود است زوال ناپذير و همواره بوده است ( نبودهء آن را بوده داند ) و آنچه ( از ساعات عمر ) كه به حساب مى آيد بپايان مى رسد ، و هر چه انتظار داريد ( مرگ و قيامت ) آينده است ، و هر آينده‌اى نزديك است .