( و گر نه مرجع هر چيز نيست ، خلاصه ازلى و ابدى است كه چيزى پيش از او نبوده و بعد از او نمى باشد ) و گواهى مى دهم باينكه بجز او خدائى نيست گواهى كه پنهان و آشكار و دل و زبان در آن موافقت دارند ( و نفاق و دو روئى در آن راه ندارد ) . ( 2 ) مردم ، دشمنى و مخالفت با من شما را به گناه ( تكذيب گفتارم ) وادار ننمايد ، و ( در آنچه خواهم گفت ) نافرمانى از من شما را حيران و سرگردان نسازد ، و چون چيزى ( خبر از غيب ) از من بشنويد به يكديگر چشم نيندازيد ( به شگفت نيامده انكار نكنيد ) پس سوگند به آن كس كه دانه را ( زير زمين ) شكافته و انسان را آفريده آنچه بشما خبر مى دهم ( از پيش خود نمى گويم ، بلكه ) از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است كه امّى بوده ( هر چه فرموده از وحى الهىّ است از كسى نياموخته ) و دروغ نگفته ، و شنوندهء ( فرمايشات او يعنى امام عليه السّلام ) نادان نبوده است ( خلاصه اين خبر وحى الهىّ است به پيغمبر اكرم : ) ( 3 ) مانند آن است كه مى بينم كسى را ( معاويه يا عبد الملك ابن مروان ) در ضلالت و گمراهى بسيار كه بشام بانگ زند ( مردم را گرد آورد ) و بيرقهاى خود را در اطراف كوفه نصب كند ، پس چون دهن باز نمايد ( مردم را طعمهء شمشير قرار دهد ) و دهنهء لجام او سخت ( بسيار سركش ) گردد ، و پا زدنش در زمين سنگين باشد ( جورش همه را فرا گيرد ) و فتنه و آشوب به نيش دندان مردان زمانش را بگزد ( مردم مبتلى بقتل و غارت و درد و اندوه گردند ) و موجهاى جنگ به حركت آيد ( جنگهاى سخت پيش آيد ) و روزها ( بسبب ظلم و ستم ) گرفته و در همند ، و شبها ( بسبب درد و اندوه ) دلخراش هستند ( خلاصه آن مرد گمراه كوفه را ويران كرده مردم را دقيقهاى آسوده نگذارد ) ( 4 ) پس آنگاه كه كشت آن گمراه ( از تخم فتنه و فساد ) بروئيد ، و شاخهء آن نموّ نمايد ( بر مردم مسلّط شود ) و شقشقههاى او صدا كند ( شقشقه چيزى است مانند شش گوسفند كه هنگام مستى از دهن شتر بيرون آمده صدا كند ، يعنى فرمانهاى نا حقّ دهد ) و برق شمشيرهايش بدرخشد ( طغيان و سر كشيش بحدّ كمال رسيده و بيم و ترس از او در دلهاى قوىّ جا گيرد ، آنگاه ) بيرقهاى فتنه و آشوب كه رهائى از آن نيست استوار مى گردد ، و مانند شب تاريك و درياى موج دار ( پى در پى بمردم ) رو آورد ، ( 5 ) اين است ، و چقدر باد سخت
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٢٩٩