تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
نه براى ميل و رغبت در سلطنت و خلافت بوده و نه براى بدست آوردن چيزى از متاع دنيا ، بلكه براى اين بود كه ( چون فتنه و فساد در شهرها شيوع يافت و ظلم و ستم بر مردم وارد گشت و حلال و حرام تغيير كرد خواستيم ) آثار دين ترا ( كه تغيير يافته بود ) باز گردانيم ، و در شهرهاى تو اصلاح و آسايش را برقرار نماييم تا بندگان ستمكشيده‌ات در امن و آسودگى بوده و احكام تو كه ضائع مانده جارى گردد . ( 4 ) بار خدايا من نخستين كسى هستم كه بحقّ رسيده و آن را شنيده و پذيرفته است ، هيچكس بر من به نماز پيشى نگرفت مگر رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، ( اوّلين كسى كه دعوت پيغمبر اكرم را پذيرفته اسلام آورد و با آن حضرت نماز خواند من بودم ، و كسى كه در بدايت امر براى انجام دستور خدا و رضاى او اسلام آورد ، در آخر عمر براى رياست و كالاى دنيا خونريزى نمى نمايد ) . ( 5 ) و شما ( از رويهّء خلفاى پيش از من ) دانستيد كه سزاوار نيست حاكم و فرمانده بر ناموس و خونهاى مردم و غنيمتها و احكام اسلام و امامت بر مسلمين بخيل باشد تا براى جمع مال ايشان حرص بزند ، و نه جاهل تا بر اثر نادانى خود آنها را گمراه گرداند ، و نه ستمگر تا بظلم و جور آنان را مستأصل و پريشان نمايد ، و نه ترسندهء از تغيير ايّام تا با گروهى همراهى كرده ديگرى را خوار سازد ( يار توانگران و به مستمندان بى اعتناء باشد ) و نه رشوه‌گير در حكم ( كه مالى گرفته حقّى را باطل يا باطلى را حقّ گرداند ) تا حقوق مردم را از بين برده حكم شرع را بيان ننمايد ، و نه رفتار نكنندهء به سنّت و طريقهء پيغمبر اكرم باشد تا امّت او را هلاك و تباه سازد .