نمىتوان به قلهء معرفت در توحيد دست يافت .
ج ) تمسك به حبل عظيم
شرط سوم براى رهايى تفكر و تلخيص آن ، اعتصام به حبل عظيم است ، يعنى خداى متعال را به قدرى عظيم و كبير بداند كه ادراك عقلى و فكرى را بىادبى به ساحت مقدس او تلقى كند . در سايهء اين عظيم ، از ناحيهء خود چشمهء علم و حكمت را در قلب او جارى مىكند تا فارغ از طور عقل و ادراك ، خدا را بشناسد .
جلال ا لدين مولوى قدّس سرّه در تبيين آن مىفرمايد :
عقل دو عقل است اول مكسبى * كه در آموزى چو در مكتب صبى
عقل ديگر بخشش يزدان بود * چشمهء آن در ميان جان بود
راه آتش بسته شد ، شد بينوا * از درون خويشتن جو چشمه را « 1 »
البته با عقل لدنى عبد سالك در بحر توحيد غرق مىشود آثار عقل را از خود محو مىكند ، والّا با حفظ حدود عقل همواره محدود است و چيز محدود هيچگاه نامحدود را درك نمىكند ،
« وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ »
« 2 » همانطورى كه امير مومنان على عليه السّلام در آغاز نهج البلاغه فرمود :
« لا يدركه بعد الهمم و لا يناله غوص الفطن » .
و انما تدرك لطائف ا لصنعة بثلاثة اشياء :
شرط شناخت لطائف صنع الهى
درك لطائف صنعت الهى سه شرط دارد : بحسن النظر فى مبادى المنن و بالاجابة لدواعى الاشارات و بالخلاص من رقّ اتيان الشهوات .
الف ) حسن نظر به مبادى نعمتهاى الهى
عبد سالك بايد اين نكته را فهم كند كه آنچه خداوند متعال به مخلوقات خود مىبخشد از باب استحقاق نيست بلكه تماما از عنايت و تفضل الهى است . اگر سالك با اين انديشه به مطالعه آثار و شگفتىهاى عالم هستى بپردازد ، معارف خوبى را ت حصيل
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر چهارم ، بيت 1960 و 1964 و 1968 .
( 2 ) . بروج / 20 .