تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 74

مساهمون:

صمقدمه ٧٤
بوجود خارجي شيء قبول تعيّن نمايد اگرچه ماهيتى از ماهيتى بلحوق تخصيص متميز شود ولى با وجود متشخص وجزيى گردد ، وچون وجود در عالم مادة داراى لوازم متعدد است از قبيل وضع وزمان ومكان برخى باشتباه رفته‌اند وگويند : ملاك تشخص در وضع است يا در وضع با قيد زمان وهكذا . . . * * * مؤلف در فصل اوّل از باب چهارم ( ص 51 ، 52 ) بيان نموده است بنا بر آنكه وجود مبدأ تعيّن ومنشأ تشخص باشد بايد صادر از علت نفس حقايق وجودي باشد نه معاني وماهيات ووجود باعتبار اصالت در تحقّق تقدم بر ماهيت دارد ولوازم وجود چون منفك از وجود نمىشوند بجعل وجود موجودند نه بجعل ديگر بنابراين تحصل ماهيت بوجود خاص است فإذا كان تعيّن الماهية بوجودها وكانت العوارض الشخصية لها من توابع وجودها ولوازمها ولوازم تعينها كان جعلها ووجودها تابعا لجعل الماهية ووجودها من غير علة . بنابراين سؤال در طلب تعيين لوازم نظير سؤال در طلب تعيين وجود است « 1 » . أصل بعد از فصل مذكور ( أصل 4 ص 52 ، 53 ) در اين مسأله است كه ماهيات نوعيه مثل انسان مثلا تكثّر فردى آن از ناحية نفس ماهيت امكان ندارد باين معنا كه طبيعت انسان علت تكثر فردى آن شود ، واين تكثّر فردى معلول صفت لازم نوع هم نمىتواند باشد . تكثر فردى ناشى از عوامل وعوارض خارجي مثل مادة ولوازم آن مىباشد لذا حقايق مجرده داراى تكثر « 2 » افرادى نيستند بل كه نوع آنان منحصر در
هامش
( 1 ) - مؤلف با اين مقدمه خواسته است از شبههء مشهوره در باب فلك از اختصاص منطقه وقطب بموضع معين با فرض تشابه مواضع فلك وبودن آن جرم بسيط جواب بدهد . اين بحث در أسفار ذكر شده است وصدر الحكماء بهمين تقرير تلميذ جواب داده است . ( 2 ) - باين معنا كه طبيعت انسان عقلي مثلا در عالم دهر اعلا آنچه از وجود وكمالات در اين نوع متصور است در فرد واحد آن مجتمع وفرد واحد در صورتي كه اين نوع داراى افراد غير متناهية مادي باشد جامع همه كمالات افراد واقع در طول وجود خواهد بود .