تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 67

مساهمون:

صمقدمه ٦٧
وصف ماهيات وامكان متعلق به نفس وجودات خارجيه ومعاليل امكانية است كه امكان در باب ماهيت تساوى ذات وامكان در باب وجود همان نفس ربط وعين فقر بودن وجود معلولست نسبت بعلت غنى مطلق « 1 » . فصل ديگر اين باب ( فصل دوم ص 41 ، 42 ) در تحقيق اين أصل است كه : در برخى از حقايق امكان ذاتي شيء كافى است جهت فيضان شيء از علت ومعلول در اين فرض حالت منتظره ندارد بنابراين فرض چنين معلول دائمي است بدوام وجود واجب ومبدأ فيض وقديم وأزلي است . برخى از موجودات در مقام اخذ فيض وقبول وجود بغير از امكان ذاتي بشيء ديگر نيز احتياج دارند كه مادة واستعداد حاصل در مادة وحصول تهيّؤ جهت رسيدن بمقام فعليت وتحقق وقرار گرفتن در عالم أنواع موجوده . بنابراين موجود حادث محتاج به مادة واستعداد است وتحقق آن از ناحيهء حركت وحصول تدريجي شيئا فشيئا امكان‌پذير است . * * * چون سخن از استعداد به ميان آمد ، فصل سوم ص 42 ، 43 ، در اين مسأله است كه امكان استعدادي داراى بهره‌يى از وجود وفعليت ميباشد واين منافاة ندارد با اتصاف آن به قوه از جهت ديگر ، پس فرق بين امكان ذاتي كه سلب محض است با امكان استعدادي كه از جهتي بالفعل است معلوم شد . مؤلف علامه فرق‌هاى ديگر بين اين دو امكان را تقرير نموده است ومتذكر شده است كه : اگر امكان منحصر بامكان ذاتي بود دايره وجود تمام نمىشد وكثيرى از حقايق در كتم عدم ميماندند . أصل ديگر ( أصل سوم ص 42 ، 43 ) اين باب تحقيق اين امر است كه ذاتيات
هامش
( 1 ) - لذا حقايق وجوديه واجبند بوجوب ذاتي حق نه آنكه جهت احتياج وارتباط بعلت در مرتبهء متأخرهء از ذات معاليل فرض شود تا مستلزم غناء ذاتي واحتياج عرضى آنها بحق اوّل باشد .
أصول المعارف — صفحة مقدمه 67 | الفيض الكاشاني