تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 63

مساهمون:

صمقدمه ٦٣
است لذا علم بصفات در عرصه اطلاقى ذات از محالات است . * * * محقق فيض در فصل آخر باب دوم از طريق صرافت ذات واز باب آنكه حق تعالى وجود صرف است وصفات كماليهء وجود عين وجود اوست وذات وصفات أو همه بسيط الحقيقة وحقيقت بسيط ونامحدود از هر امرى جامع جميع مراتب آن سنخ وشامل كافهء مظاهر موجود از سنخ خود ميباشد حق اوّل صرف وجود وجامع وواجد كافهء وجودات وصرف علم يعنى واجد جميع انحا واقسام علم ومحيط بر كافهء اقسام كشف وشهود است وكذلك صرف قدرت وصرف اراده وصرف حيات است ودر ( وصل - 11 - باب دوم ) بعد از اين فصل در صدد رفع شبهه‌اى كه چه‌بسا در اين مقام وارد آيد برآمده وگويد : بايد دانست كه وجود وعلم وقدرت وساير صفات كمالية كه از عوارض ذاتي وجودند اگرچه مشتركند بين حق وخلق بحسب مفهوم واز يك سنخ وحقيقت هستند بحسب مصداق ولى در درجه واحد نمىباشند ودر حقايق تشكيكى ميشود حقيقتي داراى عرضى عريض باشد بنحوى كه يك‌مرتبهء آن غنى محض ومرتبهء ديگر فقير محض ، مرتبه‌اى در نهايت بىنيازى از غير واستقلال در وجود ومرتبهء ديگر عين فقر ونفس احتياج باشد « 1 » .
هامش
( 1 ) - مگر باعتبار فناى عبد در معبود ومحو وجود وتعين شاهد در مشهود وشهود تجلى ذاتي حق وانهدام أركان وجود مجازى ظهور حق در مقام تجلى باسم قهار كه در اين مقام از عبد نه اسمى ماند ونه رسمي . اين فنا براي سالك محقق در نشأت دنيا وجهت خلايق در آخرت حاصل مىشود :هركه امروز ، معاينه رخ دوست نديد * طفل راهيست كه أو منتظر فردا شدمولانا جلال الدين رومى - رض - اين مسأله را در موارد زيادى از كتاب مستطاب خود با بيانى عالي وتقرير بىنظير آورده است از جمله اين ابيات :زاده ثاني است احمد در جهان * صد قيامت خود از أو گشته عيانبهر اين گفت آن رسول خوش‌پيام * رمز موتوا ، قبل موت ، يا كرام»
أصول المعارف — صفحة مقدمه 63 | الفيض الكاشاني