است . ولى عبارت عرفا ومقصود آنان بحسب ظاهر غير آن چيزى است كه مؤلف فرموده است بنابراين علم مقدم بر ايجاد كه سبب وجود اشياست متبوع وأشياء ومعلومات خارجي تابع علم حقند واز طرفي صور خارجي أشياء چون از مراتب علم حقند از اين لحاظ اين علم فعلى تابع ومقارن بل كه عين أشياء است . حقيقت علم مثل وجود داراى مراتب متعدد است علم در مرتبهء وجود حق علمي تام وفوق التمام وغير متناهي وتام الانكشاف ودر مجردات وحقايق عقليات محدود ومتنزل ودر حقايق ماديات مشوب با ظلمت وممزوج با جهات جهل وأشياء باعتبار وجود علمي در موطن علم حق كامل وتام الانكشاف ودر مرتبهء نازلهء وجود ناقص وبحسب وجود علمي ضعيف وبالآخرة . . . ما عند اللّه منها أحق مما عند أنفسها و . . .
* * * فيض در - وصل هشتم - از باب ثاني أصول المعارف - ص 35 ، 36 ، 37 - در صدد رفع شبههيى برآمده است كه از تقرير معضلات سابق چهبسا در أذهان خطور نمايد .
فاعليت حق نسبت بأشياء وحصول وحضور أشياء در موطن علم حق وحصول حقايق در مقام احديت وجود وبودن حقيقت بسيط عين كل فعليات ووجودات مستلزم آنكه حقايق مخلوقات باعتبار نحوهء وجود تكثرى در ذات حق موجود باشند وكثرت آنها باعث انثلام وحدت حقهء أو شود نيست « 1 » براي آنكه وجود
هامش
- انفعالى باشد نظير علم متحد از صور خارجيه . حكماى مشايى با آنكه بصور مرتسمة ونقوش ذهني در علم حق قبل از كثرت به أشياء قائل هستند ولى اين علم را چون سبب وجود معلوم در خارج است علم فعلى دانند باين معنا كه ذات حق بعنايت اين صور وبر طبق نقوش عرضى مرتسم در ذات مبدأ ايجاد حقايق است .
( 1 ) - اين شبهه از دو جهت ممكن است حاصل شود . يكى اينكه حق باعتبار عليت از آنجائى كه علت تمام معلول ومعلول بايد باعتبار وجوب سابق در مرتبهء وجود علت يك نحو ثبوت وتحققى داشته باشد كه از آن به سنخيت نيز تعبير شده است وديگر آنكه وجود علمي أشياء مبدأ انكشاف وبالآخرة منشأ تحقق خارجي آنها است پس بايد خلق در موطن حق موجود باشد واين خود مستلزم كثرت وموجب بودن علت ومعلول در يك سنخ از وجود وحقيقت خواهد شد .