تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 50

مساهمون:

صمقدمه ٥٠
مؤلف محقق در اين مسأله برخى از ادلهء أستاذ عظيم خود را بر اتحاد نفس با صور عقلية واينكه نفس قبل از صور عقلي وظهور صور عقلي در جوهر نفس مظلم وكدر بود وبواسطة صور عقلي حقايق را رؤيت مىنمايد ، پس نفس صور مفاض بر لوح نفس چشم عقلي وبصر معنوي آن محسوب ميشود واگر جوهر ذات نفس متحول بصور عقلي نشود وصور عرض زائد ومرتسم بر جوهر روح باشد ، با چه قوه‌يى همين صورت را مشاهده مىكند « 1 » . مؤلف در وصل ( اوّل ص 20 ) مربوط باين أصل بذكر اين نكته پرداخته است كه علم به صور حال در مادة واعراض متعلق بصور جسمانية تعلق نمىگيرد ، بعلت آنكه صور قائم به مادة وجسم مركب از اجزاء مقداريه ، فاقد صراحت ذات وصميميت وجود وتحقق است ودر آن ملاك جهل كه همان تفرق اجزاء ووقوع در مكان وزمان وقبول أوضاع وإشارات حسية باشد موجود است كه بالذات مانع علم وملائم با جهل وعدم انكشاف است نه خود را ادراك نمايد ونه مدرك واقع شود وامرى كه از خود جدا ومتفرق وخود حصول جهت ذات خود ندارد باين نحو از وجود مشهود ومعلوم نگردد ، الا بالعرض كما حققه أستاذه العليم . . . فالمعلوم بالذات من كل شيء ليس الا صورا ادراكية قائمة بالنفس متحدة معها لا صورا مادية خارجية ، سواء كان العلم بطريق الاحساس أو . . . فيض در فصل اوّل باب دوم ( ص 21 ) از براي تصحيح معلوميت صور جسمانية جهت علل عاليه برهاني اقامه نموده است كه بحسب ظاهر منافاة با گفتهء أو دارد وسيد محقق داماد نيز بهمين طريق خواسته است سجّل كون ودفتر وجود را مشهود حق وآخر مراتب علم بداند وآن اين كه أجسام از آنجايى كه ظلال وجودات معنوية واشعات حقايق مجرده‌اند واز باب آنكه تقوّم أجسام
هامش
( 1 ) - برهان فيض در اين مساله نارساست چه آنكه خود گفت ملاك جهل در حقايق مادية حكمفرماست وموجود مادي به هيچ نحو از انحا با حفظ اين وجود معلوم ومشهود واقع نشود .