تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 48

مساهمون:

صمقدمه ٤٨
حصول وحدت واتحاد بين اين دو شيء مركب از صورت ومادة وجود خارجي به خود نمىگيرد مثلا انسان مركب از مادة وصورت بدون آنكه دو جزء خارجي آن بوجود واحد متحقق شوند موجود نمىشود وهميشه بين دو جزء صوري وجوهري ( مادة وصورت ) وحدت محقق نمىشود ودو جزء منشأ محقق مركب نمىگردند مگر آنكه در خارج متحد شوند ودر تركيب اتحادي از آنجايى كه دو موجود بالفعل متحد نمىشوند واتحاد دو وجود متحصل وغير مبهم محال وممتنع است بايد يكى از دو جزء مبهم وقوه ولا متحصل وجزء ديگر منشأ تحصل آن گردد لذا أهل تحقيق گفته‌اند : حصول شيء براي شيء ديگر وتقوم شيء بشيء ديگر ( در صورتي كه أحدهما قوه وجود ديگر باشد ) يا وجود يكى از براي ديگرى محقق نمىشود مگر آنكه يكى به منزلهء قوه وديگرى ملاك تحصل وجهت فعليت آن واقع شود . أصل آخر باب اوّل كتاب در اين مسأله است كه عدم داراى ماهيت وحقيقت نيست وعدم هر شيء همان رفع آن شيء است وبين اعدام از جهت عدم ( بدون اضافه بملكات ووجودات ) تميّز نيست ، ووجود هر شيء عبارتست از نحوهء تحقق وثبوت خارجي هر شيء ووجود هر شيء نفس هويت شيء است وعدم آن شيء رفع آن ميباشد . هر شيء داراى يك هويت وحقيقت ويك وجود وتحقق است ، ذات واحد داراى وجودي واحد وعدم واحد است . مؤلف برخى از فروع مربوط باين بحث را در اينجا بيان نموده است « 1 » .
هامش
( 1 ) - آنچه كه فيض در اين مباحث بيان نموده است تلخيص مباحث موجود در كتب كبير خود است ودر بعضي از مواضع عين عبارات أستاذ را بدون تغيير وتبديل تحرير نموده است از جمله همين بحث كه « العدم ليس له ماهية الارفع الوجود . . . » اين همان بحث امتناع وعدم جواز اعاده معدوم است كه أهل عرفان آن را از فروعات قاعدهء كليه ( لا تكرار في التجلي ، وان الشيء لا يثمر ما يشابهه كل المشابهة . . . ) دانند .