تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 45

مساهمون:

صمقدمه ٤٥
وچون هر حادثى بايد مسبوق الوجود بعدم زماني باشد ودر مادة وهيولاى مستعد از براي قبول صور جوهري تحقق پذيرد ناچار غير از امكان ذاتي بامكان استعدادي نيز در قبول فيض محتاج است لذا نحوهء وجود موجود مادي متجدد ومتصرم وسيلان ومتحرك بل كه سراسر عالم مادة نفس حركت وتجدد است وهر جسم مادي غير از ابعاد ثلاثة از باب آنكه حركت رخنه در ذات ونحوهء وجود آن نموده است بعد ديگرى نيز دارد كه زمان باشد چون حركت بحسب وجود با زمان متحد وبحسب تحليل عقلي زمان از عوارض حركت محسوب مىشود . در مقام خلق وايجاد حقايق وجود از عقل شروع نموده به مادة ختم مىشود دوباره از مادة شروع نموده بعد از طي درجات ومنازل وجودي به مرتبهء عقل ميرسد در برخى از نفوس از عقل گذشته ودر حق فانى مىشود فالوجود ابتدأ وكان عقلا ثم برزخا وخيالا ثم صورة ومادة فعادت متعاكسة فكأنه دار على نفسه . ( وصل 2 ص 16 در بيان اتصال مراتب نزول وصعود وجودات وعدم جواز طفره در دايره هستى ) مؤلف محقق در اين وصل كيفيت ظهور وبروز وجود را در سلسله بدء وعود تقرير نموده ودر اين وصل چند مطلب اساسى را به رشته تحرير آورده است يكى آنكه فيض وجود دائما بايد بحسب سنت إلهي از عالي به سافل برسد واين همان مدلول قاعدهء امكان اشرف است كه از قدما نيز نقل شده است ودر كلمات أهل عصمت وطهارت نيز بآن أشارت شده است . ديگر آنكه بين مراتب وجودي در نزول وصعود وجود همان‌طورى كه طفره محال است وامكان ندارد كه فيض قبل از مرور به مراتب وجود اشرف ومراحل وجود أكمل بموجود اخس واصل شود ، بين مراتب وجودي عدم وجود ندارد وهر معلولي در خارج متصل بعلت خود ميباشد . مثلا مقام صرافت وجود ومرتبهء ذات حق بعد از تجلى در مقام احديت وواحديت كه شؤون ذات محسوب ميشوند متصل بعقل اوّل است يعنى : آخر مراتب