تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 44

مساهمون:

صمقدمه ٤٤
حظ آن از كمال وجودي بيشتر وفيض مفاض بر آن تمامتر ميباشد لذا در قوس نزولى وجود در مقام افاضه از عقل اوّل شروع نموده وبعد از طي درجات عقل بمقامات عوالم برزخي رسيده واز اين عوالم مرور نموده بعالم طبع ومادة ميرسد وچون عنايت حق مقتضى اتمام فيض وجود وعلت تماميت دائره وجود است قوس دوم اين دائره را بايد فيض حق تمام نمايد لذا مادة كه مقام نازل وجود است بايد بحركت ذاتي به سوى كمال پيش رود وبعد از طي درجات نباتى وحيواني وانساني بحق متصل شود . در قوس نزول از عقل شروع نموده وبه مادة ختم شد ، در قوس صعودى از مادة شروع نموده بعقل بل كه بفناء در حق ختم ميشود . واسطهء فيض در ابتداى وجود واوّل ظهور حقيقت انسان كامل است وچون فيض توسط أو بأشياء ميرسد واسطهء در تدبير نيز اوست وهمين انسان است كه در مقام قوس صعود نيز قافله‌سالار وجود است وبه تبعيت أو أشياء بحق اوّل متصل ميشوند وقيامت هر شيء برجوع مظهر كامل به غيب وجود قائم ميشود ( اين كه تو دارى قيامتست نه قامت ) . * * * برخى از موجودات چون حالت منتظره در قبول فيض از فياض مطلق ندارند صرف امكان ذاتي آنها كافى از براي قبول فيض از جواد مطلق است لذا وجود آنها مسبوق بعدم زماني نيست وقديمند بقدم حق ولذا بحسب نفس ذات وبلحاظ مرتبهء ماهيت از باب آنكه ( كل ممكن ليس ومن حيث وجود علته ايس ) وجود از مقام ذات آنها مرتفع است ، مسبوق‌الوجودند بعدم مجامع نه عدم مقابل . اين قسم از حقايق وجوديه باقي ببقاء حقند نه باقي به ابقاء حق . عقول مجرده وعوالم برزخي در قوس نزول ومعراج تحليل ازلىالوجودند وقديم به قدم حق وازليت وجود مطلق ولى وجودات برزخي وعقول مجردهء در قوس صعود مسبوق بعدم زماني ومآلا متصف بحدوث زماني ميباشند . حقايق موجود در عالم مادي وزمان ومكان وبعبارت تمامتر عالم مادة وجواهر واعراض عالم مادي مسبوقند بعدم زماني