ذاتي در عين آنكه مبدأ تشخص جميع ماهيات مبهمه است از أموري است كه ميشود گفت از حقايق مختلفه است ولى از باب اتحاد آن با ماهيات واز باب ظهور آن در مراتب متفاوتة كه تفاوت بحسب مراتب تفاوت تشكيكى است كه تفاوت واختلاف با اين فرض تفاوت به نفس حقيقت است در وجودات متشخصة كه علاوة بر وحدت أصل حقيقت با حفظ تفاوت در مراتب همهء وجودات مصداق مفهوم عام بديهي وجود اعتباري وجودند .
بنابراين تخصص وتمايز مراتب وجود يا بتقدم وتأخر است بكمال ونقص ويا غنا وفقر ويا اختلاف وتمايز بعوارض مادي است در صورتي كه وجود ( مرتبهء أخير تحقق كه عالم زمان ومكان ومادة باشد ) تنزل نمايد وهر مرتبهيى از وجود در سلسلهء طوليه وعرضيه داراى حكم خاص است ووقوع وجود در مرتبهء عالي در صورتي كه وجود علت باشد يا وقوع آن در مراتب متوسطه ونازله بنا بر وقوع عليت ومعلوليت در أصل وجود مقوم ( يعنى ما ليس بخارج ) وجود واقع در اين مراتب است نه وجود غنى علت از مقام خود تنزل وتجافى نمايد ونه وجود فقير ومحتاج معلول با فرض معلوليت در رتبهء علت واقع گردد .
محقق مؤلف در ( وصل اوّل ) مربوط بأصل - 5 - در صدد اثبات جواز وقوع تشكيك در ذاتيات برآمده وبه تبع أستاذ بزرگ خود وشيخ اشراق ، برهان مشائيهء از حكما را در نفى جواز تشكيك در ذاتيات مورد مؤاخذه ومناقشه قرار داده وبالآخرة بنا بر اصالت وجود أنواع واقسام تشكيك وتفاوت را در سنخ وجود قرار داده . واز آنجايى كه وجود داراى مراتب متعدد وأطوار مختلف است ومعاني وماهيات ومفاهيم ناچار تابع وجودات هستند بين جواهر واعراض از اين جهت كه قبول تشكيك مىنمايند فرقى قائل نشده است .
در أصل 6 از أصول باب اوّل أصول المعارف ص 3 از وجود نفى اجزاء نموده است واز آنجايى كه أصل حقيقت وجود جامع جميع كمالات ومنزه از جميع نقائص است قهرا علاوة بر مبرا بودن اين حقيقت از اجزا بطور مطلق - اجزاى
أصول المعارف — صفحة مقدمه 41
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ٤١