تعين ونفاد وحد وبه معنايى ظل وسايه وجود چيزى نيست كه عقل از حقايق وجوديه انتزاع مىنمايد واين مفهوم امرى مبهم ولا تحصل ووبال حقايق وجوديه است كه قهرا به تبعيت وجود مثل تبعيت ظل وشبح نسبت به ذي ظل وذي شبح تحقق دارد مؤلف در ذيل اين بحث باثبات اصالت وجود وابطال اصالت ماهيت پرداخته است واز باب آنكه ماهيات در مرتبهء ذات موجود نيستند وامكان كه همان تساوى ذات ماهيات نسبت بوجود وعدم باشد ذاتي ماهياتست وقبل از انضمام وجود بماهيت با اعتبار وجود با آن ويا گرديدن ماهيت وصيرورت آن بنحوى كه منشأ انتزاع وجود شود ، تحقق ندارد وماهيت در هر ظرف ووعايى كه بدون وجود لحاظ شود معدوم است وبه خودى خود نه موجود ونه معدوم است واگر وجود با آن اعتبار نشود ( اگرچه مفهوم اعتباري وجود باشد ) ماهيتى تحقق ندارد بنابراين اصالت اختصاص بوجود دارد .
مؤلف بطور اختصار بعضي از دلائل آخوند ملا صدرا را « 1 » در اين باب ذكر كرده است اگرچه برخى از اين دلائل تمام نيست واحتياج بنحوى ديگر از بيان وگونهاى ديگر از تحقيق دارد « 2 » ولى دليل متقن ومحكم نيز براي اثبات اين
هامش
( 1 ) - أغلب ادلهء اصالت وجود كه صدر الحكماء در أسفار وشواهد تقرير فرمودهاند ومؤلف علامه تلميذ بارع أو در اين كتاب وكتاب عين اليقين ذكر نموده خالى از مضاده نمىباشد وتوقف دارد به مقدمهاى كه در دو سه برهان صدر المتألهين ذكر نموده است . نگارنده در شرح وتعليقات خود بر مشاعر مفصل متعرض اين أصل عظيم شدهام .
( 2 ) - در مباحث بعد خواهد آمد كه برگشت عليّت به تشؤّن وتجلى علت العلل است در صور ومظاهر معلول كه عند التحليل والتحقيق تجلى واحد ومظاهر متعدد نمايشگر يك أصل واحدند كه بوحدت اطلاقيه خود با حفظ وحدت در صور كثيره ظاهر مىشود وعند التحقيق ظاهر ومظهر يك شيء واحد است كه در مظاهر متعدد بصور متعدد ظاهر شده است وتجلى چون صورت علتست وظهور وبطون وصف يك واحد است آنچه بالحقيقة موجود است وحقيقت وجود -