تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 40

مساهمون:

صمقدمه ٤٠
نمىباشد « 1 » . مؤلف در ( أصل - 5 - ص 11 ) از كتاب أصول المعارف در صدد اثبات تشكيك در مراتب وجودي برآمده است واز باب آنكه صدق وجود بر وجودي كه ، وجود ذاتي آن مىباشد ودر مقام اتصاف بوجود بىنياز از علت است أولى وأقوى وأتم است از صدق آن بر وجود محتاج بفاعل يا قابل وكذلك صدق وجود بر وجود مبرا از مادة وطبع أتم وأقوى است از صدق بر وجود واقع در عالم مادة وطبع از اين باب اثبات نموده است كه وجود قطع نظر از حصص ذهني داراى افراد متعدد است . لاتصافه بلوازم الماهيات المتخالفة المراتب . بعد به تبع أستاذ خود شمول أصل وجود را از باب انبساط وتجلى در مظاهر متعدد وسريان آن در هياكل موجودات را سريانى مجهول الكنه دانسته وگفته است : وجود با حفظ وحدت شخص وتشخص
هامش
( 1 ) - غير از حقيقت وجود ، هيچ امر خارجي وعقلي از تركيب مفرى ندارد . وجود منبسط با آنكه از جهتي عين حق واز جهتي سارى در خلق است وبحسب أصل ذات از ماهيت معراست ولى از آنجايى كه از مرتبهء ذات متنزل شده است وقبول تعيّن نموده است وبالآخرة انحطاط وتنزل آن از مقام صرافت وجود ، وصرف ربط بودن آن نسبت به أصل وجود صرف آن را از بساطت حقيقي خارج ساخته است ويك نوع تركيبي در آن پديد آمده است كه بآن تركيب مزجى اطلاق شده است . بدين سبب برخى از ابناي حقيقت آنچه را كه عارض بر مقام ذات مىگردد ونسبت به أصل مقام ذات ومرتبهء صرف الوجود ( كه اين صرف الوجود يا موجود بحت وحقيقت وجود هم از باب تفهيم وتفهم بآن اطلاق مىگردد ) تعيّن محسوب مىشود بآن مخلوق وحادث اطلاق نموده‌اند نه مخلوق متعيّن به تعين عقلي يا نفسي يا مثالي ، ومادي ونه حادث مسبوق بعدم زماني يا عدم دهري وسرمدي بل كه قسم ديگر از خلق وتجلى وظهور كه لا يعرفه الا الراسخ في المعرفة كما هو المذكور في لسان اوحدى من العترة - أرواحنا فداه - وما ورد عنهم ( ع ) من حدوث الأسماء لا بدّ ان يحمل على هذا .