تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 37

مساهمون:

صمقدمه ٣٧
بطور مطلق ، وبالآخرة بيان آنكه تحقق وتحصّل خارجي شأن حق تعالى است وآنچه كه تحقق دارد وموجود واقعي وحقيقي است حق تعالى وشؤون ذاتيهء اوست ووجودات امكاني جلوه وظهور حق اولند وتحقق آنها تحقق ربطى واعتباري وإضافي است . لذا مؤلف علامه فرموده‌اند « 1 » : در دار وجود غير از أصل وجود چيزى تحقق ندارد ، يعنى اصالت وتحقق ومبدئيت اثر اختصاص بوجود دارد ، وديگر آنكه امر موسوم بماهيت كه جمعى از أهل بحث باصالت آن اعتقاد دارند غير از
هامش
- وبايد دانست كه أنبيا وأولياء عليهم السلام - مأمور به ارائه وكشف سلوك باطنند وخواص از پيروان خود را بمقام احديت جمع ووجود خوانده‌اند وبا چشم قلب بملكوت وجود نظر نموده وبا براق شهود واصل شده‌اند .عاقل ز هست گويد وعارف ز نيستى * من در ميان آب وگل هست ونيستم( 1 ) - يعنى آنچه كه تحقق خارجي دارد وجود است كه بود است وماهيت نمود وسراب وجود وثانيهء ما يراه الأحوال است كه مصداق واقعي - خيال في خيال - مىباشد واز عوارض وجود در واقع بشمار مىرود ، وجود متنزل از حق تا بحدود متعدد ، محدود نشود وصرف هستى تا مقيد بقيود نگردد ، ماهيت متصور نيست لذا موجود حقيقي نفس وجود است وماهيت بالمجاز متصف بوجود مىشود نه بحقيقت . نزد عارف مكاشف وجود امكاني نيز سراب وجود حق ونقش دومين چشم أحول است آنچه كه تحقق دارد حقست وشؤون ذاتيهء أو . ولى اذعان باين أصل بدون كشف معنوي حاصل از تجليات حق به اسم قهار ورد امانات باهل آن معلوم نگردد . چه آنكه تا وجود مجازى سالك باقي است وغبار چهرهء معشوق أزلي را ساتر است حقيقت مكشوف نمىشود لذا گويند وجود سالك حجاب وصورت علمي حاكى از محبوب كل حجاب أكبر استما را ز جام بادهء گلگون خراب كن * زان پيش‌تر كه عالم فانى شود خراب
أصول المعارف — صفحة مقدمه 37 | الفيض الكاشاني