ووابسته تحقيقاتى دانشگاه مكگيل وهمكار محقّق آقاى محقق ، مستشرق نامدار
شرح
- بواسطة عروض كسالتهاى متعدد ، نشاط سابق را از دست داده بودند وابتلاى به خونريزى شديد كه گاهى گريبانگير أو مىشد وعلت آن به درستى معلوم نشد ، أو را به حالت ضعف مفرط در مىآورد .
ميرزا در احاطه بكتب عرفا مثل فصوص وشروحى كه به آن نوشتهاند وفتوحات مكي وديگر آثار عرفانى نظير نداشت تمام كتاب مصباح الانس ابن قنارى ( شرح بر مفتاح قونوى ) را حفظ بود ودر حكمت اشراق ومشاء وحكمت متعاليه تبحر داشت واز تقريرى بسيار عالي در بيان مطالب حكمي برخوردار بود ، در سرعت انتقال وحفظ عجيب بهرهيى قابل توجه داشت ، در اخلاق وسلامت نفس وپاكى طينت وطهارت سرشت نمونه بود نسبت به أهل بيت عصمت وطهارت عشق مىورزيد ، بخصوص نسبت به جده سادات حضرت فاطمهء زهرا « أرواحنا فداها » ودر مقام ذكر نام آن حضرت چشمانش پر از أشك مىشد ، وتصميم داشت رسالهيى مستقل در اثبات ولايت كليهء آن حضرت ، نظير ولايت مطلقه وعامه ساير أئمة تاليف نمايد چه آنكه حضرت فاطمه ( ع ) از مقام باطن ولايت كليهء إلهية علوم لدنيه گرفته وروح القدس در جنان صاغوره - قد ذاق عن حدائقها الباكورة « نخل بلند علم بود احمد - أمّ الكتاب فاطمه شد بأرش » . به نگارندهء اين سطور لطف مخصوص داشتند ومانند پدرى در حد اعلاى مهربانى وعطوفت هميشه راهنماى اين جانب بودند ، در سفرهاى متعدد كه برخى از أيام تابستان در خدمت آن مرحوم بودم قسمتى از شرح تجريد علامه ، ومقدارى از منظومه منطق را به حقير درس دادند ولى اوقاتى كه اينجانب به قرائت كتب شفا وأسفار اشتغال داشتم مرحوم ميرزا سخت مريض بودند وبنده مرتب در أيام تعطيلى بزيارت ايشان مىشتافتم ودر سفر أخير كه براي عيادت وبزيارت ميرزا رفتم ، در اثر كسالت شديد حال ميرزا خيلى وخيم بود .
بعد از مراجعت به قم ، آقاى صدر ( آيت الله - سيد صدر الدين - رض - كه آن مرحوم هم انساني كامل وبىنظير بود ) وآيت الله بروجردي ( أعلى الله مقامه ) را از وخامت حال وكيفيت مزاج أستاذ بزرگوار آگاه نمودم ولى ديگر دير شده بود وأطباء هم نوميد از معالجه آن مرحوم بودند وبعد از چند روز ديگر جلباب بدن را خلع فرمود وروح پرفتوحش بملكوت أعلى پيوست واز آلام ومصائب جسمي وروحي خلاص شد .
ذكر اين نكته لازم است كه در حوزه تدريس اساتيد أخير طهران ( آقا ميرزا هاشم ، وآقا مير ، وآقا ميرزا حسن و . . . ) شاگردان لايقى تربيت شدند كه اگر أوضاع مساعد مىماند آنها هم قطعا شاگردان محققي تربيت مىنمودند ولى موجبات بهمخوردن حوزههاى علمي وابتلاى طلاب حوزههاى تعليماتى قديم به موجبات فناء ، مجال را از آنها گرفت .
از شاگردان حوزههاى فلسفي وعرفانى اساتيد طهران ومعاصران مرحوم آقا ميرزا مهدى ، فقط آقا ميرزا احمد آشتيانى وآقا سيد محمد كاظم عصار وآقا ميرزا محمود آشتيانى وآقا ميرزا أبو الحسن قزوينى در قيد حياتند . اين اساتيد بزرگ علاوة بر تبحر وتخصص در شعب مختلف فلسفه وعرفان ، در علوم نقلي نيز از أكابر دانشمندان شيعه در اعصار اخيرند كه بحق در جامعيت واحاطه به مراتب معقول ومنقول نظيرشان در اعصار سابق نيز كمياب وعزيز الوجود است ، ومتأسفانه اين آقايان در سنين كهولت بسر ميبرند « 1 » - وباعتباري خاتم حكما وعرفاى شيعه
هامش
( 1 ) همانطورى كه از ديگر سطور متن پيداست اين مقدمه قبل از سال 1354 تحرير شده است وامروز كه چاپ دوم انتشار مىيابد هيچيك از اين بزرگان در قيد حيات نيستند .