علت اجتماع اسم رحمان ورحيم
بعضي از أرباب تحقيق گفتهاند : اسم رحمان ورحيم ، مانند فقير ومسكين « 1 » ومثل ظرف وجار ومجرور در مقام اجتماع داراى دو معناى مختلف ودر زمينهء افتراق يك معنا دارند . اگر اين دو لفظ با هم استعمال شود مثل آية بسملة وسوره حمد ، بايد اسم رحمان را بر معنايى واسم رحيم را بر معناى ديگر حمل نمود ولى اگر لفظ رحمان ويا رحيم جدا استعمال گردند ، رحمت در اين صورت أعم است از رحمت رحيميه ورحمانيه ، لذا در آيات ورواياتى كه جدا از اين دو لفظ ذكر شده است مثل - ان اللّه رؤوف رحيم - ويا مثل ( الرحمن علّم القرآن ) مرد أعم از دو قسم ترحم است .
بايد دانست كه حقيقت واصل رحمت بحسب أصل ذات ، حقيقتي كلى وسعى واطلاقى است وتعدد وتكثّر ، از ناحيهء ظهور رحمت كلى ومطلق ، در مراحل ومراتب وتقيّد آن حقيقت اطلاقى بقيود مختلف است لذا أصل رحمت در مقام جمع وجود ، عين حقيقت وجود ، ونفس وجود حق اوّل است ، واتحاد آن با ذات ، مثل اتحاد اسم ومسمّاست ، لذا مىتوان رحمان ورحيم را - علم ذات قرارداد ولذا بعضي اين اسم را صفت جمال دانستهاند .
روى اين أصل ، رحمت سارى در كليهء أسماء إلهية است وهر اسمى ، از اين اسم
هامش
( 1 ) - گفتهاند در حال اجتماع لفظ فقير ومسكين ، مسكين را بايد بغير فقير حمل نمود ، لذا گويند مسكين أسوأ حالا از فقير است لذا فقها - رض - فتوى دادهاند اگر كسى وصيت نمود كه قسمتى از مال أو را به فقرا ومساكين بدهند ، ناچار بايد مال تقسيم شود بين فقير ، وغير فقير كه مسكين باشد ولى اگر وصيت شود كه قسمتى از مال را بفقير بدهند ويا بمسكين ، مىتوان همه مال را به هركدام داد .