آنچه كه شيخ أعظم - ابن عربى - در آثار خود در اين باب بيان كرده است مبتنى بر اين أصل مسلم است كه رحمت حق همه أشياء را فرا گرفته است وفيض وجود وظهور جود از جواد وفياض مطلق عام وشامل همه اشياست واين ظهور رحمت إلهية ورحمانيه بر كليه شؤون تقدم دارد وپايه وأساس ايجاد است وديگر كمالات وجودي تابع رحمت واسعهء إلهية است وأصل وأساس فطرت وخميره وجود بر رحمت الهيّه است لذا حق قديم الاحسان است واز آنجا كه حق مبدأ تقوم ومنشأ وجود اشياست ومؤثر حقيقي در وجود اوست ومعاليل ومظاهر امكانية متقوم بوجود حقّند ، حق اوّل از همه چيز ، از جمله وجود خاص موجودات بأشياء نزديكتر است وفاطر سماوات وارض است وذات موجودات مفطور بوجود حىّ قيوم است كه از اين نسبت به فطرت و ( فطرة اللّه التي فطر الناس عليها ) تعبير نمودهاند ، قهرا عذاب ودر درجه مقدم بر عذاب موجبات عذاب از فطرت اصلى تأخر دارند بهمين مناسبت آنچه كه از أصل فطرت تأخر دارد ، عرض است وهر عرضى زائل ميشود ، از جمله عوارض موجبات عذاب است نسبت به سكان نيران ومتوطنان در دركات جحيم وعالم عذاب إلهي وچون أصل فطرت بقوت خود باقي است واز باب وجود تضاد بين أصل فطرت ذاتي ومبادى عذاب اخروى ، حركت در صور عذاب ومنشأ عقاب ، حركت قسرى است وهر مبدأ وجود حركت قسرى نه دائمي است ونه اكثرى « ولا بدّ للنار ان يكون بردا وسلاما لأهلها » بايد دانست كه اگر منشأ عذاب در نفوس شقيه ، امرى مستحكم وداراى بنيانى قوى وغير زائل باشد موجب عذاب باقي ودائمي است وتخلص از آن محال است باين معنا كه اگر منشأ حدوث عذاب در آخرت علت بقاى آن نيز باشد ، باين معنا كه جائز الزوال نباشد ، جوهر اصلى وفطرى نفس باقي ومدرك انحراف خود از فطرت اصلى است
هامش
- التوحيد عن الصادق عن آبائه عن رسول اللّه - ص - آخوند ملا محسن فيض اين روايت را در وافى وتفسير صافي وكتاب عين اليقين - نقل كرده است .