با سكناى ابدى در دركات جهنم عذاب از آنان مرتفع ميشود ولطف إلهي ورحمت رحمانيهء حق كار خود را انجام داده وفطرت أصلية كه بين آن وملكات موجب عذاب تضاد است واز ناحيهء همين تضادست كه نفوس وأبدان متألّم مىشوند واگر اين جهت نبود هيچ نفسي معذب نبود ، چه آنكه صورت ناري ملائمت تام با مادة ناري دارد وهر صورتي معشوق ومحبوب مادة خود ميباشد بر موجب عذاب غلبه مينمايد .
محيي الدين در كتاب فصوص گويد : « ان للّه الصراط المستقيم - ظاهر غير خفى في العموم - في كبير وصغير عينه - وجهول بأمور وعليم - ولهذا وسعت رحمته - كل شيء من حقير وعظيم » صراط مستقيم در عرف أهل توحيد وبلسان أقرب طرق بحق اوّل است كه از آن به طريق « 1 » وحدت تعبير نمودهاند وهر اسمى از أسماء الهيّه دارى مربوب وعبدي است كه مبدأ ومرجع آن ميباشد وهر عيني از أعيان امكانية مستند است باسمي كه رب آن محسوب ميشود واين اسم طريق مستقيم اين عين است كه سلوك بآن صراط مستقيم آن عين بحساب آيد .
از طرفي أسماء الهيّه با آنكه بحسب اقتضا مختلفند ، صورت ذات وحقيقت واحدى هستند كه احدى الوجود است وبالأخره باطن ومرجع ومآب كليهء اسماست واسم اللّه حاكى از اين ذات احدى المسمّاست كه « الطرق إلى اللّه بعدد أنفس الخلائق وبعدد الأنفاس الإلهيّة » چه آنكه شؤون دائمي حق در هر آن وتجلى وظهور متجدد وتازه به تازه ونو ، بنو ومتنوع آن در مظاهر وأعيان همان أنفاس الهيّه محسوب آيند وأسماء إلهية متجلي در مظاهر خلقية وحق متجلي در أسماء إلهية وهر متجلي در
هامش
( 1 ) - آنچه كه در اين باب مهم است ، آنست كه بايد خوب به استدلال وسبك بيان اين أعاظم توجه نمود تا بدون درك مطلب ، مطلبي گفته نشود چه آنكه فهم اين قبيل از مباحث صعب ودر نهايت غموض است ، بعضي از أبناء زمان ، مثل همفكران وهمسخنان خود در اعصار معتقد شدهاند كه درك اسرار شريعت در انحصار آنان است وهرچه كه بفهم قاصر آن درست نيايد باطل است چون ميزان حق وباطل ذهن معوج وكج آنان است .