تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 317

مساهمون:

صمقدمه ٣١٧
از رحمت آمدند وبرحمت روند خلق * اينست سرّ عشق كه حيران كند عقول
خلقان همه ، بفطرت توحيد ، زاده‌اند * اين شرك ، عارضى شمر و - عارضى يزول
محيي الدين - ابن عربى - در فصوص وفتوحات با آنكه كفّار ومشركان و . . . را مخلد در دوزخ مىداند بانقطاع عذاب ، از أهل عذاب ، قائل شده است وبرخى از أهل تحقيق از أو متابعت كرده‌اند وبعضي گفته‌اند خلود در نار ، ضروري دين است نه دائمي بودن عذاب . بر اين مسأله برهان ودليل نيز اقامه نموده‌اند كه بيان خواهد شد . بعضي گمان كرده‌اند اولين كسى كه قائل بانقطاع عذابست شيخ أكبر است وگفته‌اند : أول من ابدع هذه الشبهة الشيطانية مميت الدين ابن عربى . وبرخى اين گفته را به أستاذ مشايخ عرفان وحكمت آخوند نوري نسبت داده‌اند . واين امر نزد متتبع واضحست كه اولين قائل ابن عربى نيست وظاهرا جمع كثيرى از عرفا باين مطلب تصريح نموده‌اند ، از جمله جلال الدين محمد بلخى « 1 »
هامش
( 1 ) - مولانا در مثنوى گويد :أصل نقدش ، لطف وداد وبخشش است * قهر بر وى چون غبارى از غش استميدهد جان را فراقش گوشمال * تا بداند قدر أيام وصالمولوى همان گفتهء شيخ أكبر را با بيانى خاص وتقريرى مخصوص به خود ، در مثنوى آورده است . اين مطلب قابل توجه است كه آيا مولانا در عرفان از شيخ أكبر ، متأثر شده است ويا آنكه بآثار أو رجوع نمىنموده است وما ميدانيم كه در زمان أقامت وتوطن أو در رم - قونيه - بزرگترين حوزه تصوف در آنجا تشكيل مىشده است ورونقى به سزا داشته است چه آنكه تلميذ وخليفهء محيي الدين صدر الدين قونيوى وبعضي ديگر از تلاميذ أو حوزه گرمى داشته‌اند كه از بلاد ديگر طالبان معرفت براي درك حوزه‌هاى عرفانى بروم روى مىآورده‌اند .
أصول المعارف — صفحة مقدمه 317 | الفيض الكاشاني