تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 304

مساهمون:

صمقدمه ٣٠٤
جواهر منبعث شده است وجوهر بحسب رتبهء وجود مقدم بر اعراض است وگويد : « وما كان من اللوازم هو المطلق لا يتغيّر وما هو المتغير وهو الخصوص ليس من اللوازم » در حالي كه لوازم مطلقه در خارج عين خصوصيات است واگر اعراض منبعث از جوهر نشود عرض نيست در آنچه كه ما در اين باب ذكر نموديم اگر تأمل عميق شود ، بسهولت از اين قبيل مناقشات كه نزد ابناي تحقيق أوهن از بيت عنكبوت است جواب داده ميشود . أصل 25 - از باب هفتم أصول المعارف ص 120 - در اين بحث نفيس است كه جسم وجسماني علت وجودي ومبدأ فاعلى وموجد شيء ، از كتم عدم نمىباشد ، وفقط در تأثير وتأثر وحصول استعدادات در مواد وموضوعات وجهات اعدادى وتهيؤ زمينه از براي افاضه وتجلى وجلوات مبدأ إلهي كه فاعل ما منه ومفيض حقيقي خيرات وبركات است ، مؤثر است ، لذا بر زمانيات وأصل زمان فقط ذات بارى ومجارى فيض حكمت أو تقدم دارند ، ودر نتيجة مبدأ فاعلى زمان را بايد در باطن وجود ودر سلسلهء طوليه عالم مادة وزمان ، جستجو نمود ، نه در سلاسل عرضيّه . بنابراين مجموعه عالم وجود ما سوى اللّه وآنچه صادر از حق وداراى سمت احتياج ومخلوقيت است داراى زمان نيست ومسبوق بزمان نمىباشد ودر مطاوي بحث ما در حركت معلوم شد كه قول بزمان موهوم كما عليه جمع من أهل الجدال والسفسطة والمشاغبة از أباطيل وأوهام است لذا مؤلف در فصل بعد از أصل مذكور ص 120 ، 121 خلاصه‌يى از تحقيقات مير محمد باقر داماد را در ابطال زمان موهوم ذكر نموده است كه ما به تفصيل در حدوث زماني عالم در اين مسأله بحث كرديم . فصل دوم باب هفتم در ابطال قول بعضي از علماست كه خواسته است بنحوى غير آنچه كه قائلان بزمان موهوم در اين باب ذكر كرده‌اند قابل به حدوث زماني عالم شوند . در وصل 5 مؤلف علامه پرداخته است بذكر مطالبى كه ذهن مبديان را به اين مهم كه شرط تأثير در غير وعليت مسبوقيت معلول بعدم زماني نيست ومعلول