تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 302

مساهمون:

صمقدمه ٣٠٢
عرض حاصل در موضوع يعنى اعراض ذاتية كه از ذات موضوع منبعث ميشوند در جعل ووجود با موضوعات متحدند ، بهمين ملاحظه أهل عرفان اعراض را جلوه وظهور جواهر دانسته‌اند ومراد آنان همان فرموده أهل حكمت متعاليه است كه گفته‌اند : بموضوعات اعراض متشخصند وتابع موضوعاتند در جعل ووجود . واگر از براي عرض ، وجودي جدا از موضوع فرض شود ، اين عرض ناچار نحوه وجودش عين حصول ونفس تحقق وصرف نعمت للموضوع نخواهد بود ، در اين صورت خود با صورت واقع در مادة موضوع است ، ويا وجودي جدا ومنحاز از موضوع . در صورت اوّل صورت نوعيه وجوهر است ودر فرض ثاني وجودي مستقل وجدا از موضوع وچون مثل أمور مباين با موضوع بىارتباط با موضوع نمىباشد قهرا بحسب وجود وابسته است بموضوع وموضوع ، فاعل ومبدأ تحصّل آن خواهد بود واين فرض امكان ندارد چون موجود جسماني نحوه وجودش ، وجود وضعي است ، در تأثير ونيز وجود وابسته بموضوع چون از جهت وجود ، داراى وضع است در تأثر محتاج بوضع است وامكان ندارد شيء مادي بحسب أصل وجود معلول موجودى مادي باشد ، قهرا چنين وجودي ، مستقل از موضوع ، تحقق نمىپذيرد وموضوع خلاق وموجد آن نيست بل كه فاعل ما به وممرّ وواسطهء تحقق آن است باين معنى كه فيض وجود بعد از مرور از ذات جوهر ، بعرض ميرسد ووجودي واحد ، جوهر است در جوهر ، وعرض است در عرض ، لذا آقا على حكيم - قدس اللّه لطيفه « 1 » واجزل تشريفه - گويد : « . . . فتبدل العرض وحدوثه يلازم تبدل الموضوع في ذاته وتحوله في جوهره ، وإلا لزم انفصاله وتباينه عنه في الوجود والجعل وتخلّف المعلول عن علته ( چه آنكه عرض اگر در وصف تحرك وتبدل تابع موضوع نباشد بايد در اين نحوهء از وجود
هامش
( 1 ) - رجوع شود به رساله سبيل الرشاد تأليف آقا على مدرس ط گ طهران 1310 ه . ق . صفحات 51 ، 52 ، 53 .