بعد از طي درجات ومراتب قابل تشكيك وهيچ نوعي حق خود را استيفا ننمايد ، مگر آنكه از راه تجدد وحركت به نهايت فعليت خود برسد ، وچنين موجودى بحسب جوهر ذات داراى درجات وبجوهر هويت از حقايق تشكيكى است وحركت از ذاتيات وجود خارجي جوهر است نه مفهوم ومعناى ذهني آن تا آنكه لازم آيد در موقع حركت از ذات خود خارج وبذات ديگر متبدل شود وهمين عدم غور در حكم خاص ماهيت واحكام لازم وجود خارجي ماهيت ، موجب تحيّر آقا ميرزا أبو الحسن - جلوه - وديگر منكران در حركت جوهري شده است ووجود اشتدادى تدريجي الوجود باعتبار آنكه داراى مبدأ حركت ومنتهاى حركت است ما دامى كه ذاتيات خود را بتمام مراتب استيفا ننموده است داراى كون متوسط است ، وملاك حركت توسّطى كه « وجود الشيء بين المبدأ والمنتهى » باشد در آن موجود وبر آن صادق است وچون جميع مراتب تدريجي الوجود متصل است وتا آخر حركت انفصال تحقق ندارد ، حدود حركت در مراتب حركات بالقوة است وشيء قابل اشتداد ومتصف باشتداد وجودي بالفعل ، در هر مرتبه ، واجد حدود قبلي خود ميباشد ولى به نحو جمعيت وجودي نه تحصل فرقى وتفصيلي واگر ميرزا - ره - دست از مفهوم برمىداشت واشتداد را در وجود لحاظ مىفرمود ، خيال نمىكرد كه ذات اگر متحرك شود ، لازم آيد هنگام حركت ذات ، دو ذات باشد ، يا أكثر از دو ذات ، تا لازم آيد ( بناء على الحركة الجوهرية ) أكوان بالفعل تحقق بايد وتوسط بين مبدأ ومنتهى با فرض صرافت قوه ومحوضت فعل ، در فرض حركت جوهري متحقق نباشد تا لازم آيد از نفى حركت توسطى ، مرسوم آنكه ، حركت قطعي باشد ، وعدم غور در تشكيك خاصي وعدم نيل باين أصل كه در اشتداد وجودي صعود بر طبق نزول است ومراتب در دو قوس وجود بيك وجود موجود است موجب اين مناقشات گرديده است .
اما اينكه در موارد متعدد در مقام اشكال گويد : هرجا ملا صدرا نام از حركت جوهري
أصول المعارف — صفحة مقدمه 294
مساهمون: الفيض الكاشاني
صمقدمه ٢٩٤