تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 289

مساهمون:

صمقدمه ٢٨٩
ما در مباحث قبل گفتيم هيولى قوة الوجود والفعلية است لذا بجوهر بالقوة ، تعريف شده است واين هيولى امكان ندارد در مقام فصل وفصل وجودي ثابت داشته باشد از باب آنكه قوه بدون التجاء بفعليت وجود خارجي ندارد ، وگرنه خود فعليت وصورت بود ، وديگر قبول فعليت ديگر نمىنمود لذا با صورت متحد وبا تجدد صورت متجدد است بدون آنكه لازم آيد كه هيولى مسبوق بهيولى باشد كما حققناه مفصلا . اما در مقام بقاى مادة به صورتي از صور فرق نمىكند هيولى ومادة بصور تدريجي قائم باشد يا صور حاصل بر سبيل دفع - كما في الكون والفساد - وچون ملاك تحصل آن صورة - ما - است مع صورة - ما - قبول صور متواردة نمايد ، ناچار موضوع حركت در جوهر ، مادة مع صورة - ما - است واين صور متواليه ومتواردة از باب آنكه از اشتداد حاصل ميشود ، از مراتب وجود واحد است نه وجودات منفصل از يكديگر كه مستلزم محذورات كثيره شود ومعناى تحقق هيولى مع صورة ما ، اين نيست كه هيولى منضم بصورة ما - ميباشد ودر خارج دو شيء متحصل بالفعل موجود است ولى منضم به يكديگر كه هركدام داراى ذات ومرتبه‌اى از فعليت باشد كه بحسب ذات از ديگرى جدا وباعتباري منضم ومتحد با يكديگر شوند ، واين در تراكيب طبيعي محال است ، وقوه مع صورة - ما ، زمينه است از براي حصول وجودي كامل‌تر وتبدل آن بوجودي اشدّ از وجود قبل ، ومعناى قوه آنست كه بالذات متبدل بكمال وفعليت شود ، نه آنكه فعليت از خارج ، لاحق بر آن شود ، بدون آنكه ذات تغيير يابد ، كما هو الظاهر من كلام محصلي المشاء وكلام سيد الحكماء - قدّس سرّه - بنابراين جهت قوه متحد است با فعلية ما ، كه زمينه است اين وجود واحد از براي قبول كمال وجودي از ناحيهء شدت وضعف حاصل از حصول فعليات تدريجي بر سبيل حركت ، واين صورة ما - چون متحد است با جهت قوه ، اتباع صدر الحكماء گويند : هر صورتي خود مادة وهيولاست از براي قبول صورت ديگر ولى بر سبيل تدريج وتدرج واين خاصيت وجود مادي است كه موضوع ثابت بالفعل ندارد واين مجرد از مادة است كه صورت بلا مادة است نه صورت مادي داراى