تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول المعارف — صفحة مقدمه 263

مساهمون:

صمقدمه ٢٦٣
در مقام تصوير حركت در مقولهء جوهر كه متحرك ذات جوهر است بطرف اشتداد واقع در ذات جوهر ، طبيعت انسان باعتبار جوهر ذات قابل تشكيك وباعتبار وجوه خارجي داراى اشتداد ذاتي است واشتداد سبب نمىشود كه انسان در مقام تحول جوهري از جوهر انسان بأمري ديگر غير انسان منتقل شود ، واشتداد وجودي ، چون اشتداد در مراتب وجود واحد واقع ميشود ، وجود ضعيف حد ضعف را رها نمايد وبوجودي قوى منتقل شود ، واين انتقال ، از وجود بوجود وانتقال انسان در حد ضعف بحد كمال وشدت است ، كما اينكه سواد قابل اشتداد ، از مقولهء سواد به مقولة سواد منتقل شود ولى سوادي أشد وأتم ، مگر آنكه شيء از ناحيهء حركات متباين ومختلف از نوع خود خارج شود ، مثل خروج لون سواد ، وانتقال آن به بياض ولى ما دامى كه جسم متحرك در سواد يا بياض است ، سير در افراد متصلهء شيء واحد است نه أشياء متباينهء متعددة ، مثل آنكه أهل حكمت متعاليه تجويز نموده‌اند انتقال انسان را باعتبار سير باطني از مقام انساني بمقام ملكي وورود در سلك ملائكهء مقربين از جهت سير أو در وجود اشتدادى روحاني ورسيدن بدرجات عقول وملائكهء ربوبي ويا سير انسان بحسب حركت در مراتب نفس أمّارهء بالسّوء ودخول در سلك بهايم وشياطين باعتبار وجود اخروى . على اى حال آنچه كه شيخ أعظم در نفى حركت جوهري تحرير فرموده‌اند متحمل مناقشات كثيره وايرادات واضحه است وما در مطاوي اين مباحث گفتيم محرك در حركات ذاتية وانقلابات جوهريه ، مفيد وجود طبيعت است وحركت ذاتي آن ميباشد « إذ قد علمت الحركة من عوارض ماهيته لا وجوده ، لأن الحركة
هامش
- ساكن شده‌اند ، أستاذ ما در آن شهر غريب بود با آنكه آنجا وطن أو بود ، اگرچه حكيمى إلهي مثل أو در عالم دنيا غريب است ، ابتلا به أصحاب خنّاس از ابناي دهر عرصه را بآن عالم عظيم المنزلة تنگ مىنمود .